آهان!قبل از هرچیزه دیگه یه معذرت خواهی بزرگ به همه بدهکارم بخاطر اینکه ۲ ماه ۲۰ روز
غیبم زد و نه نظرای قشنگتونو جواب دادم و نه ایمیل های پرمهرتونو.از این بابت شرمنده
خب!بریم سراغ نظرا!
حامد-پگاه گل
-نانی عزیز-نینا جون و تلویزیون-حسام-المیرای نازنینم
-مریم جون-عسلم-سرور-مانیا- سیمین گلم که امیدوارم منو بخاطر نیومدنم ببخشه
-؟؟؟؟؟ تو بخش نظرات جوابتون رو دادم.باتشکر-عشق کامران
-saeed-kh
-مریم جوووون گل-دی جی پیام-فهیمه نانازی-آرمین جون-پرنیای گلم-مدیر وبلاگ-گیتی گرافیک-سحر دیوونه هومن
قربونت برم عزیزم.لطفته-طیبه از کویت-> ماهام همینطور!(کامران
و هومن
!!)-فرانک عاشق کامران
منم همینطور!سلیقه هامون یه جوره
-تارین: هرکس نظری داره عزیزم.اینجا همه طرفدارای کامران
و هومنن
.اجباری هم برای اومدنت در کار نیست گلم
-کیانای نازنین
-سارای گل
-ستاره خوشگلم-مانیای عزیز-مهشید ناناز-هاله جون-ساحارای عزیز-مسعود طاهری گل-نیوشای مهربون-ثمین گل-فرزانه عزیز-فرنوش جون-توکلت علی الله...-نرگس جونم دیوانه کامران
وهومن
-عطیه جون- شیما ی گل-نازی نازم-جواد-mohammadkh021-باران پاییزی عزیز:گلم سوالت خیلی سخته!باورت میشه؟خودمم نمیدونم!فقط میدونم بیش از اندازه دوستشون دارم
!-هومیتای عزیزم
-*(`'·.¸(`'·.¸*haleh*¸.· '´) ¸.·'´)*-ویروس
- امیر عزیز-نیلوفر گلم و بقیه دوستای نازنینم!از دونه دونتون ممنونم!![]()
![]()
![]()
عکسا!بریم؟!![]()









در آخر باید تشکر کنم از سعید عزیزم که اگه خودشو حمایتاش نیودن این آپم نبود!![]()
آپ اینبارم تموم شد!سعی میکنم دیگه نرم و ۲ قرن یه بار بیام!نظر نشه فراموش...خیلی مهمه!
کامران
و هومنی
باشین تا همیشه
همتونو دوس دارم یه عالمه
بابای![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
حالا امروز تولد اون ستاره و یکشنبه تولد اون فرشتس.ستاره دیگه بزرگ شده...شده ۲۶ سالش..فرشته هم همینطور!۲۹ سالشه...تمام این مدت آسمون مراقبشون بود.شبا بهشون نگاه میکرد و مطمئن میشد ستارش و برادرش هستن.....راستی٬امشب ستاره بارونه!هدیه آسمونه....
شاید این را تابه حال
هیچكس به تو نگفته باشد
اما ميخواهم بداني
بزرگترين شانسي كه
اطرافيانت آورده اند
به دنيا آمدن تو بوده است
ببخش كه زودتر نگفتم!![]()
coming soon!
عزیزای من چطورن؟نانازای کامران هومنی!![]()
عسل(قربونت برم عزیزدلم
)هستی
.عارفه(مرسی گلم.لطف داری
)تبسم(ممنون ازت عزیزم)سارا(کجایی؟)مهشید(
خوشباشی عزیزم)حسام.مهسا و فرنوش.حامی اسپیدی.مریلا(چه جالب!آخه من فک کردم صدای هومن یکم گرفتس!
)نانی(نمیای؟؟
)nemspears(منتظر آدرس جدیدتون هستم!
)روشنک.عسل248(ممنون عسلم
)امیر.سارا.نیکا.MoUsaVi.گیتی(مرسی عزیزم![]()
)kaity.مصطفی ( بهترین دانلودها ).فائزه.مسعود طاهری(
)saeed-kh.مانا و پیام(لینک شما خیلی وقت که هست گلا
)حمید(ممنون
)لیلا.سیمین(قربونت برم عزیزم
لطف داری)شیما.صحرا.k@Mila.کابوس یه عاشق(عزیزم من از خدامه.مرسی بابت لطفت
)دانا.دینا(همه طرفدارای کامران و هومن دوست همن!مگه نه؟
) الهام نازنین.نیوشا)مرسه که اومدی!)و ثمین عزیزم![]()
مرسی از همتون![]()
![]()
![]()
![]()
![]()












![]()
![]()










خب!عکسای این دفعه هم تموم شد!امیدوارم خوشتون اومده باشه!![]()
دوستتون دارم!همتون رو میبوسم
نظر یادتون نره
تا نظرا صد نشن آپ نمیکنم!البته با اجازتون!!![]()
![]()
بااااای![]()
![]()
اول از همه درگذشت خانم مهستی رو به همه طرفداراشون تسلیت میگم(میتونستم بزارم واسه سالش!
)
دوم تشکر میکنم از:روشنک،عسل،کامی*هانی*هومی*،حسام،مسعود طاهری،یاسمن،صحرا،ماهور، سعید،نازی،بهمن،هانی،نانی،مهشید،مژده،تبسم،آنا ،حسام،فرزانه،الهام،الناز و.....دوستای گل دیگم!
راستی عزیزای من ایمیل من shahrzad_sgh@yahoo.com و kamran_shahrzad_hooman@yahoo.com هستن!بخدا برام سخته هم بهتون میل بزنم هم جواب میلای عزیزای دیگه رو بدم!![]()
اول عکسای خاکسپاری خانم مهستی رو میزارم.سعی کردم تمام جاهایی که عسلا هستن رو بزارم..بعضی جاها هم کامران هومن زیاد معلوم نیستن که یه جوری مشخصسشون کردم.عکسای بعدی هم ماله کنسرت 8 فروردینن.
بزن بریم!
کیو انقدر قابل دونستی که بهش اشاره کنی عسلم؟![]()
این امیرقاسمی همه رو تو صف نگه داشته باهاشون مصاحبه کنه!نمیدونه وقتی کامران هومن بهش افتخار دادن که باهاش مصاحبه کنن نباید منتظرشون بزاره![]()
از همه خوشتیپترو نازتر بودن
کسی شک داره؟؟!![]()
صورت ماهشو نگا![]()
![]()
![]()
برای دانلود مصاحبه امیرقاسمی با جیگرای من
اینجا کلیک کنید!(فعلا اینون داشته باشین تا کیفیت بهترش رو بزارم!)
در ضمن مرسی از کامران عزیزم
www.e-library.blogfa.com
داری رو به کرین چی میگی؟!![]()
بقیش رو برو ادامه مطلب![]()
اونایی هم که نمیرن همینجا میبوسمتون....![]()
![]()
باای عزیزای دلم!(نظر نشه فراموش!)
ادامه مطلب
خلاص شدین دیگه؟!حالا ۳ماه استراحت کنین تا ۲باره مصیبت شروع شه!![]()
امروز ۲۸ خرداده!۲سال پیش من این وب رو ساختم برا کامران و هومن عزیزم.
نمیدونم چرا ولی من هیچوقت از احساسم نسبت به کامران و هومن تو این بلاگ ننوشتم.ولی میخوام تو تولد ۲سالگی وبلاگ بگم کامران عزیزم..نازنینم همیشه عاشقت میمونم و هومنگلم..بهترینم..انقدر دوستت دارم که نمیدونم چه جوری بگم...دوستتون دارم و همیشه آماده برای فدا شدن واسه چشای نازتون هستم...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

خب!باشه!سلاااااااام!من برگشتم!(خبر خیلی خوبیه
!خودم میدونم!!
)ولی از شوخی گذشته....واقعا معذرت میخوام!این چند وقت سرم خیلی شلوغ بود
!
یه دوست٬نانی٬نازنین(مرسی گلم)روژین عزیز٬مجید(خوب معلومه خوش سلیقس
ممنون از لطفت) آرسام(چشم.حتما")محمد.نیکتا.sahara.بیتا جان.سارا(تا تو باشی آدرستو بدی!دیگه مجبوری نمیشی هی بیای هی بری!)پریای نازنین.سرسپرده(
)کیانا(چشم خانومی
)امی جون.سوگند(مرسی عزیزدلم
)شراره(مرسی!)سمانه.حامد.بهارک.آیناز(با منی عزیزم یا با کامران
هومن؟
)علی(
)صحرا-دیوانه زنجیری هومن-٬فرشیــــد٬سمیر۴۰۳۰ ٬ زهرا٬سوسن٬ مریم٬ الهام دیوونه هومن گله٬حسام٬حامی اسپیدی و پری افسون کامران
اگه اسم کسی جامونده بگه تا بنویسم![]()
طپش تو شماره قبلش ۲صفحه رو به اینکه هنرمندان ما عشق را چگونه نشان میدهند اختصاص داده بود.اینم کامران
و هومنش
!:
با کامران و هومن یه مکالمه تلفتی داشتیم.طبق معمول کامران سکان سخن وری رو بدست گرفت و گفت:عشق یعنی زندگی.انسان با عشق بدنیا میاد و راهش رو انتخاب میکند.برتری انسان نسبت به موجودات دیگر عشق درون آنهاست.عشق یعنی آغاز زندگی اصلا یعنی خود زندگی...حتی وقتی این زندگی تموم بشه یک عشق بزرگتر آغاز میشود...عشق باید بدون شرط و شروط باشد.در روز عشق لازم نیست که از بلندترین کوه گل بچینی باید تا آنجا که امکان داره عشق را آنگونه که معشوق میخواهد دریافت کند ابراز کرد.عشق بزرگتر از آن است که خریدنی و دیدنی باشد.در انتها کامران اضافه کرد که ایکاش تمام روزهای تقویم روز عشق باشد که اصلا کاش سال٬سال عشق باشد و بتوان قرنی را بنام عشق نامگذاری کرد.... ![]()
![]()
![]()


![]()
پس کامران کو؟؟!














![]()
يکي داشت و يکي نداشت!
اوني که داشت تو بودي و اوني که تو رو نداشت من بودم...
يکي خواست و يکي نخواست!
اوني که خواست تو بودي و اوني که بي تو بودن رو نخواست من بودم...
يکي گفت و يکي نگفت!
اوني که گفت تو بودي و اوني که دوستت دارم رو به هيشکي جز تو نگفت من بودم...
يکي موند و يکي نموند!
اوني که موند تو بودي و اوني که بدون تو نمي تونست بمونه من بودم...
يکي رفت و يکي نرفت!
اوني که رفت تو بودي و اوني که به خاطر تو توی قلب هيچ کس نرفت من بودم....
![]()
![]()
![]()
همتونو میبوسم..امتحانارو خوب بدین..باای!!!![]()
![]()
![]()
![]()
(یادی کنم از شعار قدیمی خودم:تاحالا فکرش رو کردی چه خوب میشه نظر بدی؟؟!!)






با تشکر فراوان از حامد
سلام!میدونم دیگه دارم با بدقولیام دیر اومدنام نیومدنام و آپای کوتاهم شورش رو در میارم..ولی خب ببخشید!
سعی میکنم فیلم و عکسای کنسرت هشتم رو هرچه سریعتر بزارم...
ببخشییییییدا!
قربانتون!
باای
بچه ها نظرات این پست بازه!هر چی تو دلتون مونده بگین!میخوام آخر سالی راحت باشین!
خوب اگه خوب بد اگه بد!(به کسانی که نظر دوستانه بدهند جوایز نفیس داده میشود!جایزه نفر اول:۱۰ تا بوس!
!)
فعلا باای باای!
امضا:شهرزاد!
پ-ن:فکر کنم نتونم واسه عید آپ کنم پس سال ۱۳۸۶ ٬ سال کوروش بزرگ مبارک..![]()

فکر کردن اصلا نمیخواد
دوستت دارم خیلی زیاد
فقط واسه تو ساختمش
دوستت دارم خیلی زیاد
به چشماتم خیلی میاد
این جمله منه...دوستت دارم خیلی زیاد
شعر باید خودش بیاد
دوستت دارم خیلی زیاد
قافیه لازم نداره
دوستت دارم خیلی زیاد
به چشماتم خیلی میاد
خیلی وقته که نتونستم راحت بشینم پای کام.آخه خطا چند روزه مشکل داره(نت) بعدشم چرا دروغ بگم؟یکم حوصله نداشنم
در هر صورت ببخشید دیگه!(البته درسا هم سنگینن!!)
حسام(کی؟من؟منکه همیشه خیلی آرومم!!!
)عسل(خوووووووووووووبی؟؟؟؟![]()
)عسل ش(تو جیب جا میشه/نمیشه!!!
)ملیکا(کاااااااامران) المیرا(هوووووومن).صحرا(نگووووووو![]()
کتابت رو هم بیا بگیر.مردم از بس گریه کردم!)پریسا(عزیزم!!)مهسا(چشم گلم
)هانیه(ممنون عزیزم)هستی(ببخشید دیر شد.عســــل
)مانا و پیام(
)سارا.گل و تگرگ.علیرضا طرخانی(اگر ایران به جز ویران سرا نیست..من این ویران سرا را دوست دارم..عشقه منه.وظیفم بود بخاطرش اینکارو انجام بدم)گیلوا جووون و سپیده عزیزم.
راستی بچه ها..برای عسل هم دعا کنین..هستی میگه تو CCU بستریه![]()
![]()
![]()
![]()


با تشکر از سینا
تموم شد!
به احتمال خیلی خیلی خیلی زیاد آپ بعدی من بعد از عیده.البته سعی میکنم زودتر بیام ولی اگه نشد.........![]()
دوستتون دارم.همتونو میبوسم..باای!![]()
![]()
![]()
آتوسا.حسام.انا(از نظرت ممنون!صبر کن بابا!بزار منم توضیح بدم آخه!اول که امتحانای میان ترم داشتم!اونا که تموم شد تا خواستم یه نفس راحت بکشم مریض شدم!فکر کنم بدترین سرماخوردگی زندگیم بود...
تا خوب شدم کامپیوترم خراب شد مجبور شدم عوضش کنم..الانم که امتحانای ترمم شروع شدن..بهم حق بده یکم عزیزم!!)سارا(من سند تو آل کردم!چرا هیچکس نفهمید؟؟!!!)نانی.nemspears.خیرالله. کامران بهروزی .حمید مجدی. حامی اسپیدی 70. مهدیه . پیام ومانا . عسل(
!!) شفته(نمیشه؟؟؟؟مطمئنی؟؟)و عسل ش(آخی!عزیزم!!بچه هارو ببوس بگو دلم-یعنی دل من!- براشون یه ذره شده!
راستی یکشنبه میرم... دعا کن باشه!)










ببخشید اگه اشکالی٬چیزی داره...باور کنین تو ایام امتحانا آپیدن سخته...
در ضمن اگه به بلاگ بعضی از دوستان سرنزدم همینجا از همه معذرت میخوام..قاطی کردم که پیش کی رفتم و پیش کی نرفتم
اگه عکس دیگه ای گیرم اومد به اول همین پست اضافش میکنم...
موفق باشین
باای باای![]()
![]()
![]()
تولد سایت کامران و هومن رو تبریک میگم!![]()

نازه!نه؟؟؟؟؟؟![]()

![]()
![]()
|
سودابه..هدیه..حامی اسپیدی...حسام..سحر..
|
|
|
.نیکتا LOVE HOOMI.....عسل...اسما...مهدی...محمد
|
|
| |
حتما" تو سایتشون عضو بشینا!
آهان!تا یادم نرفته!فدای سرت هم اومد!
ببخشید بخاطر آپ کوتاه.دوستتون دارم.........................باای باای!![]()
![]()
![]()
(نظر هم یادتون نمیره!ببینم کی اول میشه
؟؟؟؟)
تولدت مبارک!!!![]()
البته میشه تولدتون مبارک!درستش اینه!!![]()
جشن چشماتو گرفتند ، روی کاغذهای پاییز ،
تو شبی اگرچه ابری ، امّا مهتابی و آبی
جشن چشماتو گرفتند ، پُر انس و مهربونی
رنگ تو رنگ محبّت ، نقش چشمات آسمونی

شاهکار خودمه
کمبود وقت بود!ببخشید!!!![]()
تولد..تولد..تولدتون مبارک.............![]()
الهی ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ساله بشین![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دوستتون دارم.تا بعد از امتحانا......................................باای باای![]()
![]()
پ.ن-با تشکر از: محمد.صحرا.آتنا.حسام.ترانه و ترنم.nem spears(بلاگتون باز نشد.ببخشید که نتونستم جواب کامنتتون رو بدم.)نیکتا LOVE HOOMI.پریسا(خیلییییییییییی گلی
آیدی فرزانه رو هم بهم بده لطفا"!یادم رفت ازش بگیرم
)سارا.نسترن(ممنون عزیزم
)عسل(تو جواب ندیااااا!باشه عزیزدلم؟
)ماهور(حتما"!
)عشق من: کامران و هومن.کامران بهروزی.نانی.عسل و صبا.هدیه.محمد جواد. مملي.نیکا(مطمئن باش که اگه عکس جدیدی ازش داشتم برات میل میکنم.
)مسعود طاهری. فائزه(نظرا با هم فرق داره!
) و سحر(متوجه منظورت نشدم گلم.میشه واضح تر بگی؟؟!
)
دخترای گل!قربونتون برم!درسته که شهرزاد های کامران هومنی زیادن ولی نه انقدر که همه رو باهم قاطی کنین آخه!فداتون بشم من!همه رو با من عوضی میگیرین! ![]()
nemspears.حامد.صحرا.برادر بریتنی.سارا.سحر.آذین(توئم که تا اطلاع ثانوی دیگه نمیای
)سپیده(ممنون از نظرت گلم
)حسام.پیام.مانا.مریم(اون خانوم شقایق بود!بحرین هم که به هیچ بشری ویزا نمیده!
مرسی خانومی از لطفت)عسل(بیا دیگه!انقدر حرف دارم!درحال مرگم
زودتر بیا همه رو برات بگم!)نیکتا LOVE HOOMI(با تشکر عزیزم!) !!!(عزیزم اددت کردم!
)نانی.مریم(وای!چرا؟؟آدرسش رو حتما" بده!)و ترانه و ترنم.
بریم سراغ عکسا:





اون موبایل کیه رو میز؟؟؟؟؟![]()
















چطور بود؟؟؟؟
دلت میاد نظر ندی؟؟؟؟پدرم دراومد تا تونستم با این وضع خراب بلاگفا آپ کنم!![]()
نظر نظر نظر!!!!
شاد و کامران هومنی باشین...
باای باای!اوووووووووم!![]()
میخوام یه وب دیگه بزنم داستانی!خودم هم میشم نقش اول!دوست کامران..اونم هلاکمه.(در این داستان شقایق وجود خارجی نداره!)هومن هم با یه دختر شیطان صفت دوسته به نام برایانا!!
راستی یکی دیگه هم هست که جزء فنای منه!احتمالا" اسمشو میزارم سیاوش!البته سیاهی لشگره طفلک!
خلاصه بعد از یه عالمه بکش بکش و ماجرا بالاخره این دختره دست از سر هومن برمیداره!من و کامران هم خوشحال از اینکه همه چی تموم شده میایم قراره عقد و عروسی بزاریم که متوجه میشیم کامران جونم دور از جونش مریضه و چند روز دیگه از پیش ما میره.(ترجمه فارسی:داره میمیره)
الهی بمیرم براش!!!
خدا نکنه!آخر داستان هنوز معلوم نیست!
چیه؟؟؟چپ چپ نگاه میکنی؟بابا مده دیگه!الان عوض هرچی وب داستانی کامران هومنی پیدا میشه!(من اصلا" منظوری ندارم!اون دوستای گل نویسنده ای که به خودشون میگیرن بدونن که هیچ حمله تروریستی ای در کار نیست!ایراد از خودتونه که شک دارین به خودتون!
)
میخوام پایین عکسا از به بعد بنویسم!نظرتون چیه؟(حتما" جواب بدیــــــن!)
تانیا.اذین.عسل.زی زی.حامد.عاشق هومن و کامران.سارا.هدیه.عسل و صبا.صحرا.محمد.پریا.هستی و تنهای دلتنگ نیلوفر و ستاره جون ممنون از همتون![]()
![]()
![]()
![]()



![]() |
| |||
|
|
|||



حالا من فامیل تو بحرین از کجا گیر بیارم؟؟؟
بعد از یه عالمه گریه زاری و التماس تازه تونسته بودم مامانم رو راضی کنماااااا!با این قوانین مسخرشون![]()
Lady Magdalene's! محصول سال ۲۰۰۶!فیلمی کمدی اکشن!نقش Scheherazade!
Succubus: Hell Bent ترسناک!(مثلا")سال ۲۰۰۶!نقش دختر خوشگل!Pretty Girl!
Legion of the Dead سال ۲۰۰۵!ترسناک!نقش اول!امکان نداره
ولی حالا که شده!خانم Aneh-Tet!
The West Wing!سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۵!سریاله البته!نیدونم چه نقش داره!![]()
The Wake Up Call سال ۲۰۰۵!سریال!نقش ملکه زیبایی!
فیلمای شقایق بودن دیگه!![]()
من معتادم!
!سارا به این نتیجه گرانبها رسید!(فکر بد نکن بابا!به نت!
)
دیگه اینکه دانش آموزان محترم امیدوارم سال تحصیلی خوبی داشته باشین و نتیجه تلاشتون مردود شدن باشه
!
یادگاری یادتون نره!دوستتون دارم.باای!
(سلام!خوبین؟)![]()
![]()
سلام سلام!صدتا سلام!
چی شده من انقدر علاقه پیدا کردم به آپیدن؟آهان...!مدرسه ها دارن باز میشن و من یکی بعد از مهر زیاد وقت ندارم
خیلی نامردیه!۳ماه تعطیلی در برابر ۹ماه درس![]()
یه انتقاد از کامران هومن دارم!با اجازه!:چرا این دوتا گل یه نموره بدقولن؟؟
اون از سایتشون که ماشالله٬بزنم به تخته قرار بود ده هزار سال پیش راه اندازی بشه!اونکه هنوز کامینگ سونه!آلبومشون هم که هی فردا فردا میکردن!اول گفتن ۱۰ june میاد!بعد ۱۵..بعدش هم شد ۱۷!روز جمعه که همه جا تعطیل بود
مجبور شدم شنبه بگیرم
اینم از فدای سرت!من نمیدونم این ۲-۳ روز دیگه کی میاد؟؟؟؟؟...........................................................................................آخیش!سبک شدم
قربونشون برم که انقدر ماهن![]()
خدایا اینارو برای زندگی آفریدی یا دخترکشی؟؟؟![]()
![]()
آذین.عسل(کامران عشقه.نفسه.عمره!مگه میشه طرفدار نداشته باشه؟؟کسی با من مخالفه؟؟
)هستی(کی خبر سلامتی کاملت میاد دخمل؟؟مردم از بس منتظر موندم که دوباره برگردی!
)شفته(با تشکر از شما!همیشه بهم لطف داری عزیز دلم
)یکتا(سیندرلا رو گزاشتم!)صنم(منم همتون رو یه عالمه دوست دارم عزیزم!مرسی گلم
)دختر رویا.صحرا(تو میمیری حرف نزنی!؟
یه مدت نبودی داشتم نفس میکشیدم!
)عسل و صبا.مسعود جون.حسام(بازم تشکر و معذرت!
)سارا.حامد و ساسان(ممنون از قالبهای قشنگتون)
سه تا سوال خارج از موضوع هم دارم که تا نپرسم شب خوابم نمیبره!![]()
۱-این سریال نرگس چیه همه میشینن میبینن؟یه قسمتش رو دیدم تا یه هفته تو خونه عزای عمومی برپا کردم!
(عزا رو درست نوشتم؟؟)
۲-آهنگهای اسی چرا اینجورین؟دبی دبی.قبول قبول.ایران ایران.میشکنم میشکنم![]()
۳-شماها کلیپ <زشت> هومن سزاوار رو دیدین؟این کلیپ چی داره که به عنوان بهترین کلیپ ایرانی که تا الان ساخته شده٬انتخابش کردن؟؟؟؟![]()
********************
اگه لیست فیلمای شقایق رو با تمام توضیحات میخواین٬حتما" بگین!![]()

به قول الهام الان نفس خبیث کامران داره گولش میزنه!![]()
![]()




تو سرچ گوگل عکس یه theme کامران هومن برای موبایل پیدا کردم!آدرس سایتش روهم دارم!ولی نمیتونم پیداش کنم.میدونین برای چه موبایلیه؟؟من برای سونی اریکسون w550i میخوام
از کجا باید گیر بیارم؟؟؟؟؟اینم عکسشه:

***********************************************************
تو تولدی شروعی
رنگ اولی طلوعی
ابروی قصه هايی
خبر خوشی دعايی
تو خود نمره ی بيستی
تو مثل هيچ کسی نيستی![]()
نظر فراموش نشه!دوستتون دارم.باایـــــــــــــــــــــــی
سارا.عسل.شفته(مرسی گلم
مگر اینکه تو به فکر من باشی!)حسام.عسل.صبا.سعید.آذین.شهرزاد. پریا.مانا.نیلوفر.پیام.گیلوا.سارا(خواهش میکنم!وظیفمه!)ماهور(ممنون از لطفت
)هستی(از اینکه برگشتی خیلی خیلی خیلی خیلی خوشحالم.امیدوارم حالت هم زوده زود خوب بشه!)و آرمین!
چیری نیست که بگم؟؟نه فکر نکنم!پس بریم سراغ عکسا!![]()





امیدوارم شناخته باشین!!![]()







%2520of%2520sMMMMx.jpg)
نه نه!هنوز عکسا تموم نشدن!البته عکسای کامران هومن تموم شدن....حالا خودتون ببینین!![]()




برگردیم رو شبکه خودمون![]()
۸ اکتبر کامران هومن.سیاوش و امید در تورنتو.۲۰ اکتبر کامران و هومن در ونکور....و ۲۶ اکتبر کامران هومن و ابی در بحرین!
برای اطلاعات بیشتر به سایت concerto online مراجعه نمایید!
هی خانم/آقا کجا کجا؟با تشکر از شما میخوام بگم محض این دلی که دربه در شده نظر بدین تا یه وقت خدای نکرده عشقتون مایه دردسر نشه.![]()
باااااااااااااااااای!(نظر!
)
سارا آذین حسام فائزه پریا شیوا(ممنون عزیزم
) مانا نیلوفر پیام شهرزاد نیلوفر آرمین شفته عسل صبا المیرا گیلوا سارا-اون اولی نه!-(منظورت تصویریه یا صوتی؟؟!) و امیر محمد(هرکاری کردم سایتتون باز نشد.فکر کنم آدرس رو اشتباه زدین)!
آخ آخ!!!!دیدین چه جوری همگی ضایع شدیم؟؟؟
فدای سرت رو میگم!![]()
فکر کنم بیشترتون مصاحبه پن رو دیدن!ولی میگم که گفته باشم!:رمیکس های کامران و هومن تا حدودا" ۲ ماه دیگه میان و زمان تقریبی ریلیز شدن آلبوم جدیدشون هم ۸ ماه دیگه هستش!![]()
![]()
به وب جدید من و عسل جون هم سر بزنید!کامران و هومن و یه عالمه چیز دیگه!!نظر رو فراموش نکنید!
کلیک کنید
یه صفایی هم به تابلوی گفتمان وبلاگ بدین ممنون میشم
!!پیغام هاش خیلی کم هستن![]()
| |


سارا.مهدی.فهیمه.شفته.غزاله.گیلوا.حسام.تینا.سحر.شاپرک.گلاره.پریا.همونی که اومدم.آرام.المیرا.مهرداد.کیانوش.ماندانا.آذین.محسن.گوشه و آرمین ممنون از حرف دلای قشنگتون!![]()












با تشکر از عسل و نویسنده اون وبی که عسل جون عکسارو از اونجا برداشته!![]()
![]()
******************
شفته جان اینم پاپ فادر که خواستی:
.
.
.
.
.
.
مرسی از کامران بهروزی!
(توضیح:لارم نیست برای دانلود روشون رایت کلیک کنین و سیو تارگت... رو بزنین.روش یه کلیک چپ کنین٬یه صفحه باز میشه٬پایینش رو دانلود کلیک کنین!!!)
چیکار کنم دیگه؟زندگی خرج داره!با وبلاگ نویسی هم خرج اهل و عیال در نمیاد!!مجبوریم تبلیغات هم کنیم شاید یه گوشه زندگی رو بگیره!![]()
به وبلاگ مسعود طاهری خواننده جوان و مهندس پرواز سربزنین.!(توضیح دیگری نمیتونم بدم چون خودم هم نمیشناسمش!!!
)
تا پست بعدی که عکسای بیشتری داره..............................باای باای!
اول از همه به خودم تبریک میگم به خاطر اینکه پرتغال تا الان تو همه بازیهاش برنده شده![]()
(آخه من یکی از دوستدارانه این تیم هستم!!
)(کسی هست اینجا مثل من پرتغالی؟؟)
دوم اینکه آیدا جون نمیدونم٬ امیدوارم!سانی جان منم همه اینارو میدونم و باهات موافقم ولی....
رویا و شهره عزیز من براتون میل فرستادم اگه رسید حتما" بهم بگیــــــن!
و در آخر از پریا گیلوا شاپرگ سارا سحر ستاره الهام مهتاب شالیزه شفته نازنین شانلی افروز تالین سوسن هستی شرمین هدیه کامران آرمین محمد و حسام ممنون!
سوم:بریم سراغ عکسا!







|
خب دیگه مزاحم نمیشم! باای
|
سلام(۲۸ خرداد) تولد یک سالگی وبمه
یک ساله که مهمون بلاگفام...یک ساله که مهمون کامپیوترای شماهام...تو این ۳۶۵ روز دوستای زیادی پیدا کردم..غزاله جون اولین کسی بود که به وبم سرزد...بعدش المیرا.پانیذ.شرمین.نیکا.افروز.نسیم.آنا.هستی.عسل و خیلی دختر پسرای مهربون که بهم کمک کردن..سوسن جون پایه ی همیشگیه تابلوی گفتمان..شبنم عاشق و شیفته ی هومن..همه و همه و همه!
یادتونه؟جروبحث با هومن و اشکان؟حالا که یادشون میفتم میفهمم که چقدر دلم برای هومن تنگ شده!چقدر دلم برای مخالفای کامران هومن در تابلوی گفتمان تنگ شده!چه قشنگ بود حرفاش..الان که فکر میکنم میبینم حتی هومن رو هم دوست دارم!
یادش بخیر! از اینکه زودبه زود قالب عوض میکردم خیلی انتقاد میکردین و یادمه که قول دادم دیگه دست به قالب وبم نزنم و ولی بعدش زدم زیره قولم!
من خیلی به این وبلاگ مدیونم..خیلی..اون شماهارو به من داد..
آخی!الان خیلی احساساتی شدم!
ولی میخوام بگم باهام بمونین تا سالهای دیگه هم برای وبلاگم تولد بگیرم(لابد الان دارین با خودتون فکر میکنین عجب پرروئه!ول کن این وب هم نیست!تازه به فکر تولد سالهای دیگه افتاده!
)

تک تکتون رو میبوسم
..دوستتون دارم
..باای
-
غرب زده (تک خوانی هومن)

-
موسیو دومانژ ( با همراهی رامین زمانی
) -
گل من مادر ( با همراهی کتایون )
-
صدای سیم گیتار

-
غرب زده
-
شادی کنید

-
نت ترانه ی عشق

-
انتظار ( با همراهی کتایون )
-
کوچه های خاطره

-
دختر پسرا
-
S.M.A.W.T LOVE ( تک خوانی کامران)

من نمیدونم راسته یا دروغ.این میل خیلی وقت پیش برام اومد ولی من تازه گذاشتمش
اگه نشد من هیچ کارمااا!ولی اگه بشه چی میشه!![]()
![]()
منتظر حضور گرمتون در قسمت نظرات هستم![]()
بااای!
![]() |
![]() ![]() قول نمیدم زود بیام!امتحانهای آخر سال!میدونین که چه فاجعه هایی هستن!.. برای همین یه مدت پیدام نمیشه!
به قول آرام جون:
ابا اینا طرفدار نیستن که طرفدار نمان قصه نخور فدای سرت
اگه یکی وا قعا طرف دار هو من باشه باید از اینکه کامران اول شد دلگیر نشه و بلعکس چون خود شون گفتن که هر وقت تو کنسرتا شون اسم اون یکی رو بیشتر صدا می کنن افتخار می کنن که برادرشون این همه طرف دار دارن ومگن این داداش منه...(قابل توجه هستی جون و عسل جون دوستتون دارم
باای
|
The Hottest Music Video, for the Hottest Song by the Hottest Duo
Date: Sunday, April 23rd 2006
Time: 5:00 pm to 10:00 pm (Shooting starts at 5:00 pm SHARP)
Duration: 5 Hour Shoot (includes food & beverages)
Location: Mystery location (Location will only be revealed to extras that are 100 % available, but it will be in Wilshire area in Los Angeles)
Clothes: Concert clothing (Dress as if you were going to a K & H concert)





فاطی جون نظرت رو خوندم.ممنون
اگه عکسی ۲بار بود ببخشید!وقت نداشتم چک کنم ببینم چه جوری گذاشتم!!شاید هم یکم بین آپ کردنام فاصله بیفته آخه این معلما نامردی کردن همه با هم امتحان گذاشتن!ریاضی ادبیات دینی جغرافی علوم..خلاصه همه درسا.اونم همه کتاب
برای همین از الان از همه معذرت میخوام!
بای!
ببخشید دیر آپیدم!
عسل جون میلت رسید...ولی هستی جان مال شما نه..
فدای سرت اول شد..البته آهنگای دیگه هم قشنگه ولی این بیشتر طرفدار داره..
سوال کامران یا هومن رو دوباره گذاشتم جوابش با خودتون!!
خب بریم سر اصل مطلب:
|
|
يکدفعه متوجه شدم که ای بابا ساعت حدودای ۲ شبه و بچه ها دو ساعتی پشت صحنه امضاء دادن و عکس گرفتن و بايد کلی پکر باشن.
ولی بچه ها طبق معمول با آغوش باز و روی خوش باهام سلام عليک کردن.
از کرامات کامران و هومن همين ملاحظه بيش از حدشونه که حرف نداره و ممکنه از خستگی بميرن ولی تا آخرش با آدم راه ميان.
اونجا پشت صحنه، مدير بچه ها پدرام (با قد خيلی بلند) و شهرام که ضربی می زنه (با آرايش هخامنشی) و ويگن که تو گروه جاز می زنه (با کلاه کابويی) همه ديگه داشتن دقيقه شماری می کردن که برگردن هتل، ديگه فکر کنين کامران و هومن چه حالی داشتن!
|
|
با اينحال چند دقيقه ای زير نور زيبای چراغ فلورسنت با هم گپ زديم:
بچه ها عیدتون مبارک!
کامران و هومن: عيد شما هم مبارک.
بچه ها، وقتی من جلوی صحنه کنسرت بودم، يک خانمی صدام زد و گفت "خانمی که پشت سر من هست انقدر جيغ زده که من کر شدم!" اين رو گفتم که بدونين مردم امشب خيلی هيجان زده بودن و خيلی با کارهای شما حال کردن. چه احساسی دارين؟
کامران: ما ممنون هستيم از پشتيبانی که مردم از ما می کنن. تشکر می کنم از اين عشقی که به ما ميدين و بدونين اين موضوع دو طرفه است. ما خوشحاليم که مردم ما رو درک می کنن و اين يک نعمته از طرف پروردگار به کامران و هومن.
|
|
البته راست ميگين که دو طرفه است. چون ديدم که دو سه بار شما هم پريدين جلوی صحنه و خلاصه خيلی حال دادين به مردم!
هومن: انرژی که ما از مردم می گيريم انقدر قويه که متوجه گذشتن زمان هم نمی شيم.
آره درسته، چون هر وقت با شما صحبت می کنم شکايت دارين که انقدر خوش ميگذره که زود ميگذره!
کامران: من مطمئن هستم که هر هنرمندی که عاشق کارش باشه وقتی روی صحنه ميره، وقت براش به سرعت ميگذره.
امروز توی آلمان، تعداد نفرات گروه شما روی صحنه خيلی بيشتر بود. درسته؟
کامران: بله. امشب ما هفت نفر رقصنده داشتيم به همراه مدير توليد کارهامون "الن"، "ديويد" که کيبورد ميزنه، "ويگن" نوازنده درام، "شهرام بهمنی" که ساز کوبه ای ميزنه. ما همگی با هم يک خانواده صميمی هستيم.
|
|
حالا ميخوام ازتون يک سوال تکراری بپرسم!
هومن: لابد ميخوای بپرسی آلبوم بعدی ما کی مياد!؟
نه از اون بدتره! ميخوام بپرسم که جمعيت امشب توی آلمان، با کشورهای ديگه چه فرقی داشت؟
کامران: هر جا که ميريم مزه و شيرينی خودش رو داره. ولی چون در اينجا مرکزی درست کردن که از سراسر اروپا و حتی ايران ميان، يک مقدار فرق داره. اما هر جايی که ميريم ايرانی ها باحال هستن.
تا يادم نرفته بگم که وقتی برگرديم به آمريکا، قراره دو تا ويدئو، "فدای سرت" و "منو ببخش" رو در استوديوی يونيورسال ضبط کنيم.
راستی اينجا خوبه که يک عيد مبارکی هم با مريم حيدرزاده عزيز بکنيم. مريم جان، عزيز يک ملت هستی و عيدت هم مبارک. همين طور رامين زمانی عزيز، عيدت مبارک.
فعلا بای!
این جواب نظر سنجیه:
سوال:کامران یا هومن؟
مجموع نظرات:۲۲۸ نظر(چقدر کم!
)
کامران::
( 110رای، 48%)
هومن :
( 70رای، 30%)
هردو:
( 39رای، 17%)
هیچکدام:
( 9رای، 3%)
بای!![]()
چندتا عکس دارم که گلناز جون برام فرستاده.قول داده بودم بزارمشون.آدرساشون رو آخر عکسا نوشتم!اگه باز نشدن رو اونا کلیک کنین!!اگه نشد برین مجید آنلاین شکایت!من بی تقصیرم!
و یه چیز دیگه!زیر آخرین عکس هم واسه اوناییه که عزا گرفتن به علت اینکه......یه توضیح کوچولو نوشتم!(دلیلشو همونجا نوشتم!فکرکردین به این راحتی لو میدم!
)








عزیزم از عکسای قشنگت ممنون![]()
خوب اینم دلیل عزا گرفتن عده ای!:
میگن که کامران و هومن تصادف کردن!کامران دستش شکسته هومن هم تو کماست![]()
از الان بگم شایعه ای بیش نیست!(جمله رو باش!!)جدی نگیرینا!بازم میگم شایعس!لباس سیاهاتونو بزارین سرجاش!!(شوخی کردم!
)حالشون هم خیلی خوبه هیچ کنسرتی هم لغو نشده!
نظر هم یادتون نمیره!
بای بای!![]()
http://img.majidonline.com/pic/29115/234.jpg
http://img.majidonline.com/pic/29123/235.jpg
http://img.majidonline.com/pic/29125/237.jpg
http://img.majidonline.com/pic/29126/238.jpg
http://img.majidonline.com/pic/29118/236.jpg
http://img.majidonline.com/pic/29114/233.jpg
عکسای سانفرانسیسکو!

کامران کوشی؟![]()



بزرگترین کنسرت نوروزی با:ابی جمشید حبیب محمد سیاوش قمیشی سپیده سایه شهرام شهره عارف کامران
هومن
کامرون کارتیو و هوتن!
اینم برای اونایی که گفتن عکس از کلودیا بزار بخندیم!(خنده نداره! دختر به این نازی!)



فعلا بای بای!













فدای همتون.بای
نظر..............
اصلا نمیخواستم تو ماه محرم آپ کنم ولی دیدم اصلا درست نیست یه ماه بزارم و برم.مگه نه؟
این ماه رو به همه مسلمونای جهان مخصوصا ایرانی های عزیز تسلیت میگم..

زود بر میگردم !
بای
در مورد نظر هم که یادآوری لارم نیست!

سلام!میگم شما از تابلوی گفتمان خبر دارین؟اگه خبری داشتین به منم بگین!نه سایت bravetools باز میشه نه تابلوگفتمان اینجا![]()
![]()
در بغض غريب آسمان ياد تو بود
در دل غنچه مثل فرياد تو بود
در جشن شكوفه هاي گيلاس نياز
حرف از گل بي خزان ميلاد تو بود
نظر یادتون نره!





Well tell me what you gonna bring me girl
You got me one another rendezvous
But don't you know I like your sexy style
You make me feel good all the rounds
I wanna suck it up, suck it up
?Tell me could we hook it up
One time, two time, can make it all the time
Now come on shorty just show me how
! ... So I can make you feel my wicky wicky wicky wow
نظر!
از نظرای قشنگتون ممنون.واقعا از اینکه دوستایی مثل شما دارم خوشحالم!
آپ کردم که عیدغدیر رو به همه ی مسلمونای جهان تبریک بگم!دوستون دارم.بای


قرار نبود عکس بزارما!
نظر ودین.نظر زور ودین!



می دونم به خاطر همین ۳تا عکس سنگسارم میکنین!ولی خو این دفعه رو ببخشین!امتحانام شروع شده وقت پیدا کردن عکس نداشتم!
نظر!!!!
براي عاشقي ديره ولي باز دست تقدريه تا دستامون نره بالا جايي بارون نمي گيره دلي كه دادمش دستت ديگه از زندگي سيره نيومد وقتي ام اومد فقط گفت كه داره مي ره نگفتم من خداحافظ آخه قلبم هنوز گيره بدون اين قلب ديوونه ديگه محتاج زنجيره بمون اين زخم رو بدتر كن عجيب محتاج شمشيره بريزم اشكام رو شايد آخه اين آخرين تيره نگي تو اوني كه رفته وجودش غرق تقصيره فداي او كه تو خوابم من رو تحويل نمي گيره
سلام!سلام صدتا سلام!




كسي مثل تو نديدمتوي قصه م نشنيدم
نه قديما و نه حالا
هیشکی نیست اون قد بالا
كسي مثل تو بلد نيست
هم بخواد يك باشه هم 20
تو ركوردا رو شكستي
توي هر قلبي نشستي
تو خود نمره ي بيستي
تو خود نمره ي بيستي
تو خود نمره ي بيستي
تو مثل هيچ كسي نيستي
نه مثل هيچكسي نيستی
هیچ کسی مثل تو ماه نیست
مثل چشمات بی گناه نیست
هیچ کسی قده تو زیبا
نیست توی هیچ جای دنیا
رنگو از هر جا بیاری
رنگه چشماتو نداری
نقاشیت کرده خدامون
با مداد نورو بارون
رنگو از هر جا بیاری
رنگه چشماتو نداری
رنگو از هر جا بیاری
رنگه چشماتو نداری
تو خوده نمره ی بیستی
تو خوده نمره ی بیستی
تو خوده نمره ی بیستی
تو مثل هیچ کسی نیستی
نه مثله هیچ کسی نیستیکسی مثله تو ندیدم
توی قصه م نشنیدم
نه قدیما و نه حالا
هیشکی نیست اون قد بالا
تو تولدی شروعی
رنگ اولین طلوعی
آبروی قصه هایی
خبر خوشی دعایی
تو خوده نمره ی بیستی
تو خوده نمره ی بیستی
تو خوده نمره ی بیستی
تو مثله هیچ کسی نیستی
تو خوده نمره ی بیستی
تو خوده نمره ی بیستی
تو خوده نمره ی بیستی
تو مثله هیچ کسی نیستی
عکسا کم هستن؟خوب اصلا وقت عکس یافتن نداشتم![]()
اون گل نرگسا و شعر پایینش تقدیم به کامی!۲۰ و این عکس پایینی تقدیم به هومن:

نظر!!!!!!!!!!!!!!!!!!
میگم خسته نشین انقد نظر میدین!![]()
کتی.پدرشون.کامران و شقایق:






نظر که یادتون نمیره!!!!
انتظامات سالن دوبرابر کنسرتهای گذشته بود و نسل نوجوون ايرانی لندن، گروه گروه از اين ور سالن می رفتن اونور سالن و همديگر رو برانداز می کردن.
![]() |
در همين دقايق اگه از اين دستبندهای "جواز صحنه" ( کلمه من درآوردی ) داشتين، می تونيستين بعد از گذشتن از ستون تنومند محافظان صحنه و بالا رفتن با ترس و لرز از پلکان تاريک و سياه کنار صحنه . . . ( هنوز جمله تموم نشده )
![]() |
. . . و سابيده شدن به ديوار راهروی کم نور، به رختکن شماره ۳ وارد بشين.
اونجا درحالی که لرزه های بلندگوهای سالن، چهار گوشه اتاق رو به وز وز انداخته بود، می ديدين که کامران و هومن دارن سيم گوشی و ميکروفن راداريشون رو از لای پيرهنشون رد می کنن، تا برای صحنه آماده شن.
![]() |
| کامران و هومن قبل از آمدن روی صحنه (رختکن سه) |
بخند تا دنيا بهت بخنده
![]() |
بی رودرواسی بگم از کرامات کامران وهومن، اخلاقشونه يعنی هيچوقت من کلافه و عصبی نديدمشون. حتی دقايق قبل از رفتن روی صحنه منو راه دادن اتاقشون و چند تا عکس گرفتيم و خنديديم.
همين نشون می ده که چقدر بچه ها ملاحظه کار و خوش اخلاقن، چون اکثر خواننده ها دقاييق قبل از رفتن روی صحنه، بد اخلاق و عصبی می شن. مسلما بچه ها هم عصبی هستن ولی اصلا به روی خودشون نمی يارن و شديدا ملاحظه کارن.
اگه دستم به ميکروفنت برسه ...
بعد از کنسرت کامران وهومن تا برگشتن تو راهرو گفتن:
کامران: آقا ديدی دو بار ميکروفنمون قطع شد و اين سيم ميکروفن پاره شد!
هومن: بيشتر يک آهنگ رو کامران تنهائی خوند تا من سيممو پيدا کنم و ميکروفنم راه بيافته.
خيلی بد شد اينقدر منو فشار دادن که محافظ صحنه نمی تونست جدامون کنه.
من اولين پسرکوچيکی که پريد رو صحنه رو از دور ديدم: نشونه گرفت، خيز برداشت و دويد خودشو محکم زد به من. بخدا نفسم بند اومد.
![]() |
راستش هم همينه اگه به جمعيت نگاه کنين می بينين که موقع کنسرت، همه کسانی که جلوی صحنه هستن، خيز برداشتن که بپرن بچه ها رو بغل کنن فقط موقعيتش براشون پيش نيامد!
![]() |
کامران و هومن حدود يکساعتی برنامه اجرا کردن: رقصهای هماهنگ دو نفره ، هم آوازی با مردم ( آهنگهای منوببخش، منو کم داری، بيست و فدای سرت ). دست دادن به مردم، کلنجار با حمله مردم، تحمل مه مصنوعی روی صحنه، نگاه به نورافکنهای ۵۰۰ واتی بدون عينک، و رقص و آواز بدون اينکه نفسشون بگيره. . .
![]() |
| کامران و هومن از پشت صحنه |
کامران و هومن: باور کن من اصلا نمی فهمم که زمان چطوری می گذره، اصلا عين برق وقت می گذره و می گن آهنگ آخر رو بخونين. از قديم گفتن اگه خوش بگذره، زود می گذره.
قاصدک ريشدار
چون طرفدارای بچه ها زياد هستن، چاره ای نداشتم که سلام دستچينی از اونهائی که روی صحنه پاچه شلوارم رو کشيدن و باعث شدن عکسها تار بيفته و کسانی که از روزها قبل به من تلفن زدن و خواستن که ببرمشون پشت صحنه رو بهشون برسونم، ولی اصلا تصور نمی کردم که مادر خودم هم جزو اسمها باشه!
بچه ها ، مامانم سلام رسوند و گفت آهنگ "اون با من" رو خيلی دوست داره!!! ساينا از وقتی که در سالن باز شد چسبيد به نرده های جلوی صحنه و گفت چون فشار زياد بود نتونست بپره روی صحنه بغلت کنه، از ايران به من خبر دادن که تولد هر دوی شما ماه آذر بوده، اين رو گلچهره از اصفهان بهم گفت.
کامران و هومن: به همگی شون سلام می رسونيم ، بله درست گفته. ۴ آذر و . . .
اتفاقا شب تولدمون با آقای بيژن مرتضوی، تو لوس آنجلس کنسرت داشتيم و خيلی هم خوش گذشت.
فقط بعدش که رفتيم شهر دالاس، پدرام، مدير برنامه هامون ما رو غافلگير کرد و يکدفعه ديديم وسط آهنگ آمد روی صحنه و از ما خواست که خوندن رو متوقف کنيم و ما هم نگران شديم و گفتيم که نکنه چيزی شده که يکدفعه صدای تولدت مبارک اومد و از پشت سرمون روی صحنه ، مايکل ( کمدين ) با دو تا دختر رقصنده با يک کيک بزرگ آمدن روی صحنه.
حالا منم خودم رو لوس کردم و قبل از اينکه بيام ديدنتون رفتم درباره خصوصيات متولدين آذر ماه تحقيق کردم و خوندم که قدرت پيش بينی زيادی دارن، درسته؟
کامران و هومن: پيش بينی؟! نه بابا ما خرافاتی نيستيم. آره شده که مثلا يک چيزهای ديدم که بعدا اتفاق افتاده و گاهی يک پيش بينی هايی کردم که کاملا برعکس شده. ( خنده توام با نگرانی چون اميدوار بودم بچه ها روياهاشون رو برام تعريف کنن که نشد! )
![]() |
اينهائی که طالع می نويسن معمولا يکسری خصلتهائی رو در مورد متولدين ماه ها می نويسن که برای هر کسی ممکنه جور دربياد.
حالا برای آنکه کاملا يک آب سردی روی تحقيقات من بريزين و بالکل سنگ رو يخ بشم، می گن که متولدين آذر گوشه گير هستيد يا ترجيح می دين که بيشتر وقتها تنها باشين!
هومن: حالا جالبه که من اصلا اينجوری نيستم. خيلی اجتماعی ام و بايد هميشه دورم شلوغ باشه.
کامران: البته لحظه هائی هم پيش می ياد که می خوای تنها باشی و بری تو فکر، ولی کمتر اينجوری می شم.
بيست و يک؟
بچه ها تو مصاحبه قبلی گفته بودن که بعد از موفقيت آلبوم بيست فورا به فکر ضبط آلبوم بعدی افتادن.
از الان با رامين زمانی و مريم حيدرزاده سوژه آهنگها و فضای شعرها رو داريم انتخاب می کنيم.
بعد از اينکه ويديوهای فدای سرت و ... رو گرفتيم، ديگه جدی می شينيم آهنگهای آلبوم بعدی رو ضبط می کنيم.
بعد از تموم شدن کنسرتشون نيمساعتی رو در اون رختکن شماره ۳ که هواکش هم نداشت حرف زديم و ديگه نوبت به روی صحنه رفتن ابی شد که وقتی از راهرو رد می شد که بره روی صحنه با بچه ها ملاقات کرد.
![]() |
مدال
منهم ديگه بهتر بود برم بيرون چون اتاق داشت تنگتر و تنگتر می شد و بچه ها ديگه بايد خودشون رو آماده کنسرت بعدی در شهر نيوکاسل می کردن که حدود ۲۰ ساعت بعد بود! بچه ها در خداحافظی به من يک نشان افتخار دادن:
ما که اسم تو رو گذاشتيم کاپيتان بهزاد! چون هميشه کلاه های کاپيتانی سرته و با هواپيما و بالن و زيردريائی و قايق خودتو می رسونی به ما، پشت صحنه. ( البته بچه ها اسب تازی رو از قلم انداختن ).
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
این۳تا عکس مال گروه های kamran20hooman و cute_bros_kahoo هستند.بهتره چیزی نگم تا سوتفاهم پیش نیاد:



![]()
![]()
اینام مال خودمن:





نظر هم که فراموش نمیشه!![]()


















ببخشید اگه کیفیت چندتا از عکسا بده!
آخه در حال حرکت عکس گرفتم!![]()
راستی اگه سایتی رو میشناسین که از توش میشه پاپ فادر رو تصویری دانلود کرد حتما به من بگینا!
و در آخر نظر را فراموش نکن عزیزم!![]()
![]()
به احتمال زیاد همتون خبر سقوط هواپیمای c 130 و آتش گرفتن یک ساختمان مسکونی در شهرک توحید(شهر تهران) که باعث کشته شدن تعداد زیادی از هموطنان عزیزمون شدن شنیدین.........
بیاین برای شادی روح تمامی این عزیزان دعا کنیم
........................................................
همچنین این مصیبت بزرگ رو به کسانی که عزیزان خودشون رو در این حادثه از دست دادن تسلیت میگم...............................................................................................................
همیشه موفق و پیروز باشین و غم رو بین خودتون نبینین..............................................
بای..............................................................................................................................
ـــــــ
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
حرف اولین و آخر
حرف ناتمومه مونده
حرفی که تو خلوت خود
هر کسی یک روزه خونده
حرف زندگی و مرگه
قصه پاییز و برگه
کی حرف گفتنی داره
کی شناخته دنیارو
ما باید از کی بپرسیم
کی میبینه فردارو
بعضی ها اصلا میگن
دنیایی نیست
من و تو سایه ایم
اگه ما باور کنیم که سایه ایم
یا خط و نشونه ایم
سایه ها که پاک میشه
ما ز خود سایه داریم
واسه کاخ هستیمون
یه عالم پایه داریم
کی شناخته دنیا رو
کی میبینه فردارو
کی شناخته دنیا رو
کی میبینه فردارو
اگه زندگی غمه
نفسای یک دمه
چرا پایون نداره
یک دم که خیلی کمه
اگه زندگی تمومش شادیه
یکی هرچی که بخواد آزادیه
پس چرا زیاد و گاهی کم میاد
شادی پایون میگیره و غم میاد
کی شناخته دنیا رو
کی میبینه فردارو
کی شناخته دنیا رو
کی میبینه فردارو
اگه آدم یک روزی خاک بشه
اثرش از رو زمین پاک بشه
زندگیش تموم شده
زندگیش تموم شده
پس چرا دنیا اومد
پس چرا دنیا اومد
بعضی ها میگن من و تو با همیم
اصلا هرکسی که توی این عالمه
دونه های روشنه یک خوشه ایم
پراکنده روی زمین هر گوشه ایم
درخته این خوشه از باغ خداست
خدا یک حقیقته
همه دونه ها رو توش داره خدا
خدا عدل و رحمته
نیازش به هیچی نیست
سیاه و سفیدی چیست
نیازش به هیچی نیست
سیاه و سفیدی چیست
راه ما همه یکی
رفتن و رسیدنه
آخرین مقصد ما
خوشه ها رو دیدنه
اگه ما همراهیم
همگی در راهیم
پس چرا جنگی باشه
یا دل تنگی باشه
اگه ما همراهیم
همگی در راهیم
بگیریم دست همو
دنیامون رنگی باشه...........




درسته کم هستن ولی بازم میزارم...
نظر هم یادت نمیره
![]()


من عاشق این عکس بالاییم!خوشگله نه؟


کامرانو میبینییییییییییییین؟


سلام به دوستای گلم![]()


آخی!موقعی که این عکسو مینداختن فکر میکردن یه روز این شن؟الهی!
اینم متن مجله طپش(تپش) کدوم درسته؟
خبر چينان شهر خبر مي دهند كه اين روزها دو چهره ی جوان و معروف جامعه ي هنري در اكثر محافل با هم و در كنار هم ديده مي شوند.چند وقتي است كه كامران و شقايق در بيشتر گردهمايي ها شانه به شانه هم قدم مي زنند و ناخواسته شايعات موجود را پر رنگ تر مي كنن.
كامران در اوج محبوبيت قرار دارد و شقايق هم همچنان همگان را محو زيباييهايش مي كند.كامران خان به اتفاق برادرش هومن بعد از جدايي از بلك كتز البوم موفقي را بنام ۲۰ روانه ي بازار كردند كه كلي سر و صدا به همراه داشت.شعرهاي زيباي مريم حيدرزاده به خوبي بر ملوديهاي رامين زماني جا گرفت و اين دو برادر الحق و الانصاف به بهترين شكل ترانه ها را اجرا مي كنند و شور و هياهو و ولوله راه مي اندازند(اینو که راست میگه!)از عشق سنيوريتا مي خوانند و علاقه اي هم به نمره ي بيست كلاس ندارند.شقايق خانم هم كه يك زيبا ستاره ي مشرقي است كه به تازگي در اسمان هاليوود هم ديده ميشود.زمانيكه به همراه خانواده از نروژ به كانادا مهاجرت كرد بعنوان مدل در مجله هاي مختلف فعاليت ميكرد تا اينكه به لوس انجلس امد تا خوانندگي را نيز تجربه كند.هرچند كه تجربه ي خوانندگي او با استقبال چنداني روبرو نشد اما هاليوود نتوانست زيبايي او را ناديده بگيرد و از شقايق براي بازي در فيلم ها و سريال ها استفاده كرد.البته بد نيست كه همين جا اشاره كنيم كه شقايق را در جامعه ي امريكايي با نام كلوديا لينكس مي شناسند.
بهرحال شايعات زيادي در مورد دوستي و رابطه كامران و شقايق مجود دارد.مثلا همين چندي پيش در مهماني كه كمپاني اونگ براي البوم جديد كامران و هومن ترتيب داده بود شقايق هم با زيبايي و وقار خاص خودشدر بين مهمانهاي خصوصي انها جلب توجه ميكرد.در كنسرتهاي اخير كامران و هومن در اروپا و دبي شقايق در كنار صحنه ديده مي شد و كامران هم گاهي در هنگام خواندن او را مخاطب قرار ميداد(
)حلقه اي كه در دست شقايق ديده مي شود به اين شايعات دامن مي زند.سوال در اينجاست كه ايا اين حلقه نشاني از قول و قرار بين انهاست يا فقط يك انگشتر معمولي است (
) در ضمن بايد ديد كه ايا دوستي اين دو،شقايق را از ار هنري دور مي كند و يا به گفته بعضي از دوستان كامران قصد دارد به شقايق براي تهيه البوم بعديش كمك كند؟(حالا نمیشد یکی دیگه کمک کنه؟)در ميان نگراني و سوالات بي شمار طرفداران هر دو سعي ميكنن كه اين رابطه را يك نوع دوستي از نوع ساده و معمولي جلوه دهند.(!)كامران از پاسخ دادن به سوالات طفره مي رود(خوب نمیخواد بگه مگه زوره؟) و شقايق هم كمتر در محافل عمومي افتابي مي شود(
)
قرمز هارو خودم نوشتم.قصد توهین به کسی رو هم ندارم.
در مورد نظر هم که یادآوری لازم نیست!![]()
آخی! تولدتون مبارک!خیلی گشتم یه متن قشنگ پیدا کنم ولی هیچ کدوم شایسته شما نبود....
چی کار کنم؟![]()
انشالله ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ سال زنده باشین![]()
تولدتون مبارک!!!
رسیده روز تولد تو که من باز برات هدیه بگیرم و واسه من فقت همین بهاتست بگم که چقدربرات میمیرم تمومه روزهارو میشمارم همیشه تورو به یاد میارم چه خوبه رور تولد تو گل سرخ روی موهات میزارم لحظه شیرین دلواپسی کی به داد دل ما میرسی دیدار بهترین روز من بود وقت عاشقی ودل باختن بود.لحظه شیرین دلواپسی وقتی نا خونده از راه میرسی دیدار بهترین روز من بو د وقت خوبی واسه دوست داشتن بود.

میدونم حدود ۱ هفته مونده تا تولدشون ولی چون نمیتونم اون موقع آپ کنم از الان نوشتم!باشه؟از اونایی هم که یاد آوری کردن ممنون
دوستاي گلم ، گروه طرفداراي كامران و هومن گل (تحت نام يونيك ) اماده شد
از اين به بعد فقط كافيه بري اگاهي از مطالب به وبي كه پايين ادرسشو نوشتم
سر بزنيد چون ديگه در مورد گروه به صورت شخصي براتون ميل زده نميشه
دوستاي گلم از اون جايي كه ممكنه اين وب فيلتر بشه و فقط اعضاي گروه بتونن
ازش استفاده كنن ، خواهش ميكنم اونايي كه قبلا به من ميل نزدن،اگه خواستن
بازم به وب لاگمون سر بزنن ،حتما تو قسمت نظرات به اين مسئله اشاره كنن و
ايميلشونو بنويسن
حتما زود تر به وب تون سر بزنين و نظرتونو بگين ، ما منتظرتونيم
فداي همتون ...... پريسا ، با اين ايميل:
(elmira_kianfar@yahoo.com)
weblog : yoonik.blogfa.com
این دفعه هم شعر میزارم ولی قول میدم دفعه دیگه با یه عالمه عکس خوشگل بیام:
صدای تو بیداریه بیشه
آواز سبز برگه
صدای تو پر وسوسه مثل شبخونی تگرگه
صدای تو آهنگ شکستن
بغض یه دنیا حرفه
تقدیری از آواز غریبه
زنجیر اونو بسته
هیچکی مثل تو نبود
هیچکی مثل تو نبود...با من نبود
هیچکی با من مثل تو
توی نبض شب من سفر نکرد
هیچکی مثل تو نبود
هیچکسی درد منو چاره نکرد
هیچکی مثل تو نبود
هیچکی مثل تو برام
گلهای کاغذی رو پاره نکرد
هیچکی مثل تو نبود
تو غرورت مثل کوه
مهربونی مثل بارون، ثل آب
مثل یه کویر دور
مثل یه دریا پر از وحشت خواب
هیچکی مثل تو نبود
هیچکی مثل تو نبود...با من نبود
هیچکی مثل تو نرفت
هیچکی مثل تو نموند
شعر تنهاییمو
هیچکی مثل تو نگفت
همه حرفام مال تو
همه شعرام مال تو
دنیای من شعرمه
همه دنیام مال تو
هیچکی مثل تو نبود
هیچکی مثل تو نبود ...با من نبود
هیچکی با من مثل تو
توی نبض شب من سفر نکرد
نظر چی؟یادت نمیره!!!!!
ليلي مرد از غم دوري چرا مجنون نمياد!؟
روي ماهش کجا پنهون شده رفته کجا!؟
چرا از اونور ابرا ديگه بيرون نمياد!؟
نيتت رو واسه فال قهوه کردم ولي حيف
عکس اون چشماي قشنگ توي فنجون نمياد
من و کشتي تو با اين خنجر دوريت عجبه
چرا از اين دله ديونه يه کم خون نمياد!؟
مگه تو بيخبري موم رو پريشون ميکنم
دل تو واسه مويه پريشون نمياد
دل تو ازبس سفيد و لطيفه مثل برف
از خجالت تو برفي تو زمستون نمياد
تو دلم فقط يه بار مهموني بود تو اومدي
درا رو بستم از اون وقت ديگه مهمون نمياد
صدايه بارون قشنگه به شيشه که ميخوره
اما با غم نجيب روي ناودون نمياد
دو سه بار واسط نوشتم مثه آيينه ميموني
تو يه بار جواب ندادي چرا شمعدون نمياد
عمريه اسيرتم اسير اون چشماي ناز
يه ملاقاتي واسم يه بار تو زندون نمياد
نميگه کسي واسه مرمتش فکري کنيم
هيچکسي سراغ اين کلبه ويرون نمياد
زندگي بزيه شطرنج و من منتظرم
طرف مقابلم ولي به ميدون نمياد
گاهي وقتها اينقدر آب و هوام ابري ميشه
که قد اشکاي من از رود کارون نمياد
گاهي وقتا با خودم ميگم شاي ميخواد ذوق بکنم
اما معلومه نخواد بياد که پنهون نمياد
اونکه براي ديدنش ستاره ميچيني اهل نازه
پس با يه خواهش آسون نمياد
تو نامه آخري کلي دليل اورده بود
مثلا چون تشنه اند ياسايه تو گلدون نمياد
لااقل کاش راستشو براي من نوشته بود
کاش واسم نوشته بود به خاطر اون نمياد
الان حالم واقعا خرابه.حوصله ندارم.آپ کردم بگم که عسل (مجری یکی از برنامه های تپش)گفت:
کامران و شقایق دارن با هم ازدواج میکنن
بچه ها بیاین با هم دعا کنیم که این گل(کامران) با شقایق زندگی خوبی داشته باشه و شقایق همسر خوبی براش باشه.من به شقایق به خاطر سلیقه و انتخابش تبریک میگم و برای اونم زندگی خوبی در کنار کامران آرزو می کنم.در خوب بودن کامران شکی ندارم و از خدا می خوام که شقایق هم دختر خوب .پاک و مهربونی باشه و کامران رو از ته ته قلبش دوست داشه باشه ....به کامران هم تبزیک میگم و با این که واقعا ناراحتم براش ارزوی خوشبختی میکنم.ان شاالله که در کنار شقایق زندگی خوب و آرومی داشته باشه.
براشون دعا کنین....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


هرچی آرزوی خوبه مال تو
هرچی که خاطره داری مال من
اون روزای عاشقونه مال تو
این شبای بی قراری مال من
منم و حسرت با تو وا شدن
تویی و بدون من رها شدن
آخر غربت دنیاست مرگ من
اول دو راهی آشنا شدن
تو نگاه آخر تو آسمون خونه نشین بود
دلتو شکسته بودن همه ی قصه همین بود
میتونستم با تو باشم مثل سایه مثل رویا
اما بیدارمو بی تو مث تو تنهای تنها
هرچی آرزوی خوبه مال تو
هرچی که خاطره داری مال من
اون روزای عاشقونه مال تو
این شبای بی قراری مال من
هرچی آرزوی خوبه مال تو
هرچی که خاطره داری مال من
اون روزای عاشقونه مال تو
این شبای بی قراری مال من.....
بیا که دیگه داره دیر میشه
دلم تو سینه داره پیر میشه
باز دلم غم داره
باز تو رو کم داره
کی پشیمون میشی
کی مهربون میشی
دل داره خون میشه
غم فراوون میشه
کی پشیمون میشی
کی مهربون میشی
بیا که دیگه داره دیر میشه
دلم تو سینه داره پیر میشه
باز دلم غم داره
باز تو رو کم داره
کی پشیمون میشی
کی مهربون میشی
دل داره خون میشه
غم فراوون میشه
کی پشیمون میشی
کی مهربون میشی
بی تو دیگه دنیا واسه من سرابه
می بینمت هر شب اما افسوس که تو خوابه
باز دلم غم داره
باز تو رو کم داره
کی پشیمون میشی
کی مهربون میشی
دل داره خون میشه
غم فراوون میشه
کی پشیمون میشی
کی مهربون میشی

دوست داشتین نظر دین....
این همه عکسای خوشگل خوشگل واستون گذاشتم فقط دو نفر نظر دادن!بازم به مرام اونا!
براتون یه خبر دارم شاید خیلی اتون می دونستین:
سایت رسمی کامی هومی نْْومبر راه اندازی خواهد شد
اینم یه عکس از سایت رسمی کامی هومی:
تبلیغ کنسرت :

سلام:
الان اعصابم خورده بدجور.
بابا هومن خان نکن .بده . زشته .
عاشقای کامی هومی غیرتین!یه وقت دیدی یه دری وری بهت گفتنااا!
من نمی دونم این دوتا جیگر چه هیزم تری به تو فروختن که این جوری می کنی؟(حالا خوبه آزار این دوتا گل به مورچم نمیرسه!)
برا خودت احترام قائل شو!آدم باش!منم یه حدی دارم!اینجوری نبینم که با احترام دارم باهات صحبت میکنم.
حالا بشینی یه سری چرت و پرت ببافی به این داداشا بگی!چی بهت می رسه؟
چرا چرا اینکارو میکنی؟مثل یه آدم منطقی حرفت رو بزن.
آباریکالله پسر خووب!
بشین فکرات رو بکن یه جواب درست و قابل قبول بده!
فعلا با شما کاری ندارم
اوکی! اینم چند تا عکس واسه طرفدارای هووومن خوشگله:









اگه کم بود ببخشید در ضمن:
خبر خیلی مهم (توجه توجه)
بچه ها بزرگترین گروه طرفدارای کامران و هومن دارن از همه جای ایران گرد هم جمع میشن . این گروه برنامه های زیادی داره که مهمترینش برنامه ای برای تولد اون 2 تا گله
........از همه طرفدارای کامران و هومن دعوت میشه به ما ملحق شن......گروه تا چند روزه دیگه فعالیتشو تو ایران شروع میکنه.....فقط کافیه که به این ایمیلelmira_kianfar@yahoo.com میل بزنید ...تمامه اطلاعات در خدمتتون قرار میگیره
پس بشتابیییییییییییید!
نظررررررررررررررررر فرامووووووووووش نشه
آقا قول!قول میدم دیگه قالب عوض نکنم....
این دفعه آخر بود!
(تابلوی گفتمان پایین صفحه)


آدرس های عکسهارو اول پست میبینین اگر باز نشدن روشون کلیک کنین
بازم مثل همیشه نظر فراموش نمیشه!
اصلا قصد آپ کردن نداشتم ولی در این چند روزه مسائلی به وجود اومد که مجبور شدم:
این مسائل مربوط به تابلوی گفتمانه:
متاسفانه ماجرا از این قراره که در روز ۲۰/۷/۸۴ در ساعت ۱۶:۲۰:۵۹ (ببینین من چقد دقیقم!) آقا(یا خانومی)که نام مستعار خودشون رو هومن گذاشته بودن در تابلوی گفتمان مطلبی نوشتن که در اون از کامران و هومن بد گفته شده بود.
من فکر کردم این مسئله همونجا تموم میشه ولی فهمیدم برای چندمین بار در عمرم اشتباه کردم!
در این بین کسانی دیگری نیز مشغول به بد گویی از کامران و هومن و توهین به دیگران شدند.من از کار اونها انتقاد نمی کنم چون در اطراف خودم نیز کسانی زندگی میکنند که تا حد مرگ از این دو برادر متنفرند ولی می خواستم چن نکته رو یادآوری کنم:
۱-با هم دعوا نداريم که!
۲-اوناييه کامی هومی رو دوست ندارن خوب نياين اينجا!
اينججوری هم احترام خودتون حفظ ميشه هم احترام اونای ديگه هم احترام من!
اشکان جان و هومن عزيز:
۱-هميشه (يا معمولا)آقايون احترام خانوما رو حفظ می کنن.
۲-هرکس سليقه خاص خودش رو داره پس بیاین طرز فکر و سلیقه خودمون رو به کسی تحمیل نکنیم.
خوب پس به امید روزی که تابلوی گفتمان از این حرفها پاک بشه..
منتظر نظراتتون هستم.
قربان شما شهرزاد
میدوووونم دیره ولی چه کنیم ؟ تازه دستمون رسیده!
|
Time: 4.36 Min Size: 17.9 MB |
|
Video quality: Medium - 221 K bits/Second |
|
|
موزیک ویدیوی حرمسرا!
روی دانلور رایت کلیک کنید و سیو تارگت ... رو بزنید
نظرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر!
زمان دقیق مصاحبه فیروزه با کامی هومی معلوووم نیست!
همین!!!!
نظر یادت نره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
امروز خیلی حالم گرفتس:
۱-فدای سرت و مصاحبه فیروزه با کامی هومی رفت تا هفته بعد![]()
۲-از شنیدن : تو خود نمره بیستی و اون با منو اینا خسته شدم دلم میخواد از نزدیک ببینمشون و باهاشون حرف بزنم کاش لاقل ای مطالب رو بخونن(خواب دیدی خیره!)
خوب واسه اینا حالم گرفته بود کم بود ولی واسه پکر شدن کافی بوووود!
تا پست بعدی بای بای!![]()
* شرمین جان واضح نبود بیشتر توضیح بده!
نظر یاتون نره!









دوستون همه رو به شرط اینکه نظر بدین![]()
من نظر میخوام یادتون نره![]()
این دفعه یه خبر دارم از مصاحبه و یه خبر از فدای سرت:
هفته اینده فیروزه(مجری آونگ شو) قراره با کامی هومی مصاحبه کنه!
و برای اولین بار موزیک ویدئوی فدای سرت رو بزاره!
منتظر اخبار بعدی باشین.
بدون نظر پاتو از اینجا نزار بیرون!![]()
رفتی نموندی بیوفا
انگار اثر نداشت دعا
قلب منو شکستیو
غصه نخور فدای سرت
گفتی که چاره سفره
گفتی دعا بی اثره
نگاهم هر روز به دره
غصه نخور فدای سرت
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
دلت دیگه از شیشه نیست
چشات مثل همیشه نیست
تو گل نمیریزی به پام
دیگه نمیمیری برام
آغوش تو برای من
انگار دیگه جا نداره
دوستم نداری میدونم
این دیگه اما نداره
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
دلت دیگه از شیشه نیست
چشمات مثل همیشه نیست
تو گل نمیریزی به پام
دیگه نمیمیری برام
شبای تاریک و سیاه ماهو صدا نمیکنی
قفل سکوتو دیگه با معجزه باز نمیکنی
رفتی نموندی بیوفا
تنهایی سخته به خدا
باز زیر قولت زدیا
غصه نخور فدای سرت
گفتی نه هال رفتنی
نه اهل دل شکستنی
دلی نمونده بشکنی
غصه نخور فدای سرت
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
رفتی نموندی بیوفا
انگار اثر نداشت دعا
قلب منو شکستیو
غصه نخور فدای سرت
گفتی که چاره سفره
گفتی دعا بی اثره
نگاهم هر روز به دره
غصه نخور فدای سرت
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
دلت دیگه از شیشه نیست
چشات مثل همیشه نیست
تو گل نمیریزی به پام
دیگه نمیمیری برام
آغوش تو برای من
انگار دیگه جا نداره
دوستم نداری میدونم
این دیگه اما نداره
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
دلت دیگه از شیشه نیست
چشمات مثل همیشه نیست
تو گل نمیریزی به پام
دیگه نمیمیری برام
شبای تاریک و سیاه ماهو صدا نمیکنی
قفل سکوتو دیگه با معجزه باز نمیکنی
رفتی نموندی بیوفا
تنهایی سخته به خدا
باز زیر قولت زدیا
غصه نخور فدای سرت
گفتی نه هال رفتنی
نه اهل دل شکستنی
دلی نمونده بشکنی
غصه نخور فدای سرت
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
میگین چرا بی معرفت.میگم بابا یه نظر دادن ۱۰ ثانیه بیشتر وقت نمیگیره که!
امروز میخوام یکی از آهنگای خانوم هنگامه رو برای دانلود بزارم.حالا میگین چرا خانوم هنگامه ؟مگه اینجا مال کامی هومی نیست؟
میگم بله سند اینجا از همون اول به اسم کامی هومی زده شده ولی این آهنگ اسمش هست :
ایرانم
خانوم هنگامه ای آهنگ رو با کامی
و آقای فریدون خونده !منم هرچیزی رو که به کامی هومی ربط داشته باشه می زارم اینجا وای خدا اصلا صدای کاران که به این آهنگ روح داده!
نظر یادتو ن نره ها!![]()
![]()
(البته مال وقتی که کامی تو گروه پرواز بود ولی اونو گیر نیاوردم برای همین اینو می زارم)
- Iranam [24Kps]
sarzamin.org
سرور شعر من سلام چگونه ايد خوش ميگذره؟
ببخشيدا بازم شبا ميريد کنار پنجره؟
ستاره ها که در ميان شما ميريد نگاه کنيد؟

اون ستاره پر نوره رو بازم ميريد صدا کنيد؟
کتاب حافظ می ذاريد پايين تخت کنارتون؟
فال ميگيريد هنوز واسه مهر و وفای يارتون؟

به سنت قديميا واسه شما زدم به چوب
الهی که همين جوری هميشه باشيد خوبه خوب
من چی بگم واسه شما فرق نداره خبرم

همون جور عاشق شمام همون جوری در به درم
به اب و اتيش ميزنم تا شبا خوابم ببره
اما نميشه فکرتون از اين چيزا قوی تره
اين افتخاره واسه من بيدار باشم واسه شما
فقط يه مشکلی که هست شما کجا و من کجا؟
عکستونو با اجازه دادم يه نقاش بکشه
اون که ازش بر نمياد اما نه،ای کاش بکشه
اگه کشيد قاب ميکنم می ذارمش بالا سرم
عکس شما رو می ذارم لای گلای دفترم
راستش می ترسم عکستون بيرون بمونه سوز بياد
نقاشی اما بهتره سرما نمی خوره زياد
حتما الان می خنديد می گيد عجب ديوونه ای
هر جوری که شما بخوايد بدون هيچ بهونه ای
عاقل بودم فايده نداشت گفتم شايد ديوونه شم
شايد واسه يه بار شده قبول کنيد بيايد پيشم
جسارته شما که نه،خيالتونم کافيه!
اين علامت تعجبه پاک نميشه اضافيه
پريشبا سوز ميومد پنجره رو بسته بودم
از دست هر چی ادممم تو دنيا هست خسته بودم
درد دلم شروع شد و عکستون اومد روبروم
داشتيد بهم گوش می داديد اين يعنی اوج ارزوم
عجب شبی ،ابری زد و يه کم گذشت بارون گرفت
ابر چشام اين فرصتو ديد و دوباره جون گرفت
من بودم و عکس شما و يه عالم رويای خيس
انگار يکی بهم می گفت هر چی می بينی بنويس
دستای من نمی تونست حتی مداد نگه داره
فقط يادم مياد نوشت شما رو خيلی دوست داره
اين جور نگاهم نکنيد مگه شما دل نداريد
خودتونو واسه يه بار،شده جای من بذاريد
شما نمی ذاريد اگه،بذاريدم نمی تونيد
عاشقی که اين جوری نيست يه طعميه نمی دونيد
يه وقتی توهين نباشه اينو نگفته من ردم
حق با شماس خوب بگذريم سرده هوا زمستونه
کاش کسی باشه روتونو شبا تا صبح بپوشونه
مراقب چشمای ناز و روی ماهتون باشيد
ببخشيدا مواظب طرز نگاهتون باشيد
اگه ميشه ديگه شبا نريد کنار پنجره
لطفا بذاريد واسه بعد تا که زمستون بگذره
توقع جوابی نيس هر جور باشيد که راحتيد
فکرشو اصلا نکنيد که اين روزا تو غربتيد
من قول ميدم اگه بيايد شما رو اذيت نکنم
حتی ديگه تو نامه هام با شما صحبت نکنم
اما حالا دور بوديد و بايد يه نامه ميدادم
قبول،انقدر اونو ادامه می دادم
فدای اون لحظه ای که نامه رو بازش می کنيد
خوش به حالش اونو داريد ناخواسته نازش می کنيد
زمستون يه ساله سرد،شبی که غم داره هوا
هيچکی نميدونه چه قدر می خوامتون،به جز خدا




پست قبلی رو که نظر ندادین
.حالا اگه میشه اینو نظر بدین!![]()
میخواستم بگم من یه وب دیگه دارم که برین توش بد نمیبینین
.البته تازه راه افتاده...![]()
راستی یادتون نره نظر بدین!!!
با یک سوال جالب شروع کنیم، یکی خیلی با هرس و جوش ازتون پرسیده که این آهنگ "نمره بیست کلاسو نمی خوام" ، هیچ جای این آلبوم جدید نیست، میشه اینو برای من بفرستید!
کامران: یعنی چی هیچ جای آلبوم نیست! اسم آلبوم جدیدمون "بیست" هست و این آهنگ اول آلبومه و آهنگ "من تو را می خوام" هفتمه!
هومن: من فکر کنم ایشون نسخه غیر قانونی این آلبوم را خریدن!
نکته اخلاقی: هیچوقت نسخه غیرقانونی نخرین تا اینجوری ضایع نشین!
کامران: در این آلبوم هشت آهنگ و دو دکلمه وجود داره که یکی از دکلمه ها کار مریم حیدرزاده عزیزمونه واون یکی هم با صدای نازنین رامین هست.
خیلی سال ما منتظراین آلبوم بودیم، نه؟
کامران: آره تقریبا دوسال طول کشید! یک توضیح در مورد آلبوم بیست بدم، رامین زمانی تهیه کننده این آلبومه. ما از خیلی قدیم (16 سالگی) با رامین دوستیم ، از قبل اینکه بریم بلک کتز، گروه پرواز را با هم تشکیل داده بودیم.
بعد از اون هم، من و هومن و رامین همون راهی را که از قدیم روشن می دیدیم، ادامه دادیم. با اشعار زیبای مریم حیدر زاده، که واقعا نمره یکه و احساساتش این آلبوم را زنده کرده و پشتیبانی سعید سیام (هومن: عمو سعید!) که بدون کمک ایشون، درست کردن این آلبوم با این کیفیت امکان پذیر نبود و خوشبختانه مردم هم از کاره تازمون خوششون اومده.
![]() |
حرف از مریم حیدر زاده شد، من یک چیزی در مورد شما تشخیص دادم که پشت تلفن به مریم هم گفتم و اونهم تکیه کلام شما "آخی" هستش!
کامران: آره واقعا هم "آخی"! حتی اگر ما دلخوری داشته باشیم با اشعار مریم حیدرزاده همش برطرف میشه، ما بدنبال صلح و صفا و صمیمت هستیم. به قول اینوریها "Peace". اگر آخی هم میگیم اونهم از ته دله!
همین چند شب پیش هم شما اینجا مراسم اهدا امضا داشتین، که تعداد خیلی زیاد آدم اومده بودن و گروه گروه باهاتون عکس می گرفتن، چند ساعت اینجا بودید؟
هومن: سه چهار ساعتی بودیم!
کامران: آره، دوستان خیلی محبت داشتن، خیلی عکس گرفتیم و به خاطر فلاشهای زیاد دوربینهای عکاسی مجبور شدیم که عینک آفتابی بزنیم تو شب!
بچه ها بعد از چهار ساعت فلش دوربین، بقل کردن طرفدارها و امضاء، امضاء، امضاء و ... |
هومن: آره فکر نکنید که دلیل خاصی وجود داشته که در شب عینک آفتابی زده بودیم!
( وقتی کامران داشت حرف میزد، یک صدای تق و تقی می اومد! این صدای یکی از گردنبدهایی بود که به گردنش بود )
آقا قضیه این گردنبند چیه؟
![]() |
هومن: اینو پسر خالمون با دست کرده، به شکل حروف K و H اول اسامی کامران و هومن که در ضمن علامت ما هم هست.
کامران: این کیف هم هدیه دوستان هست. ما سعی می کنیم با استفاده از هدایای دوستان برروی صحنه، ازشون تشکر خودمون را نشون بدیم.
قضیه این النگو ها چی هست؟ ( به شوخی!)
کامران: اینا النگو نیستن! دستبندهایی هستن که مادرمون بهمون هدیه داده!
بچه ها دوست نداشتن که درباره زيورالاتشون حرف بزنيم می گفتن که با ما از موسيقی بپرس بهرحال ما عکسمونو گرفتيم ( از هدايای طرفدارانشون ) |
ویدیو، رقص و زانوی کبود...
این ویدیو آهنگ منو ببخش هم جالب بود، کمتر میشه ایرانی سیاه سفید کار کنن!
کامران: نه اون ویدیوی این آهنگ نیست ، اون فقط جنبه تبلیغی داره، تا برگردیم شروع می کنیم به ساختن ویدیوی اصلی.
بهتون قول میدیم که تمامی ویدوهای آهنگهای این آلبوم جدید را بزودی می سازیم. آلبوم جدیدمون هم شروع کردیم که تا سال دیگه به بازار میاد. یکعالمه برنامه کنسرت هم برای ایرانیان خارج از کشور داریم.
کامران و هومن وکادوی ستاره ( یکی از طرفدارها ) که یک نقاشی از هومن کشیده بود |
بعد از اینجا هم میرین دبی برای فیلمبرداری ویدوی یکی از آهنگها؟
کامران: نه ، برای ساخت یک ویدیو تبلیغاتی یک شرکت تجاری لباس. در ضمن دردبی هم کنسرت داریم.
![]() |
هومن میگن چرا دوست داری مثل مایکل جاکسون برقصی؟
هومن: من دوست ندارم "مثل" مایکل جکسون برقصم بلکه از رقصهاش الگو گرفتم، نه تنها مایکل جکسون، خیلی های دیگه هم هستن.
کامران: خیلی خواننده های معروف و جدید دیگه هم هستن که از کارهای مایکل جکسون الهام می گیرن. اگر کسی از کار یک هنرمند الگو بگیره و خودش هم به اون کار اضافه بکنه، هیچ ایرادی نداره. این همه توجه به کارهای مایکل جکسون بدلیل اینکه خیلی ها کارهاش را دوست دارن، مخصوصا در ایران.
حالا مایکل دیگه در دادگاه تبرئه شده، پس موضوع حله، ولی یکم ایرانی هم به حرکات اضافه کنید دیگه...
هومن: آره حتما، مثلا در آهنگ من تو را میخوام ، وسط هیپ – هاپ خوندن یکهویی ریتم شش هشت می آید که میشه باهاش قر ایرانی داد!
![]() |
یکی پرسیده آیا این قسمت خارجی که اول آهنگ بیست هست ترجمه شعره؟
کامران: نه، یکی که صداش شبیه به Shaggy هست، اهله جاماییکائه، که یک انرژی خاصی به آهنگ داده.
یکی پرسیده که در مورد آهنگ با تشکر از شما توضیح بدید.
کامران این اولین آهنگی بود که ما با هم خوندیم. شعرش از اشکان رحیمی هست که خوب حس ماها را فهمیده و از اون به بعد با شعرهای اشکان حسابی ارتباط برقرار کردیم.
این شعر به صورت خیلی مودبانه به کسی که بدی کرده، اعتراض می کنه، در واقع این شعر سعی میکنه بگه که حتی اعتراص هم میتونه مودبانه باشه!
![]() |
کی ضبطش کردین؟
کامران: یک سال و نیم پیش ولی آخرین آهنگ آلبومه. ما ترتیب آهنگهای آلبوم را طوری تنظیم کردیم که شنوده کم کم با آهنگها خو میگره و بره جلو و تمامی تنظیم این آهنگ به صورت زنده انجام شده.( یعنی همه سازها و خواندنها همزمان انجام شده و ضبط شده، نه جدا جدا)
هومن زانوت زخم شده نه؟
هومن: آره رفته بودیم کوه در لس آنجلس که اونجا خوردم به یک سنگ.
کامران: نه سنگ خورده به پاش!
اینجا هم دقت کردین در کنار سواحل آنتالیا ورزشهای عجیب غریبی وجود داره؟ با چترپشت قایق می کشنت!!
![]() |
کامران: آره، بهزاد نظرت چیه دفعه دیگه در حین انجام این ورزش مصاحبه را انجام بدیم؟
یکعالمه سوال هم در مورد زندگی خصوصی شماها به دست ما رسیده که تصمیم ندارم بپرسم، چون باید یاد بگیریم که به زندگی شخصی هنرمندها احترام بگذاریم و از مرزهاشون اونورتر نریم!
کامران: واقعا این مدتی که در آنتالیا بودیم با بچه ها زندگی کردیم، از صبح تا شب با هم بودیم.
هومن: حتی استخر هم با هم رفتیم! (یعنی خیلی خصوصی شدیم!)
شنیدم آهنگ "اون با من" قراره که در شبکه MTV پخش بشه؟
هومن: آره، با ما تماس گرفتن و قراره در MTV اروپا پخش بشه. شعرش را هم کامران گفته!
کامران: شعرش کاره منه، البته با کمک مریم حیدرزاده. اون قسمت انگلسیش با صدای هومن، یک شیطونی خاصی به این آهنگ داده.
![]() |
ویدیو این آهنگ همونیه که در یک اتاق سفید با تعدادی دختره؟
کامران: آره اون دختری که جلو همه هست و موهاش را تکون میده ، خواهرمونه، کتی.
یک خبر داغ ویژه طرفدارهای روز هفتم ندارید؟
کامران: مجموعه کاملتر آلبوم جدیدیمون، شامله تمامی ویدو آهنگها و پشت صحنه و ویدیوی کنسرتها ، بزودی به بازار می آید و درسال آینده میلادی یک کنسرت خیلی بزرگ برای 11 تا از قهرمانهای وطن برگزار میشه، که ما هم در اون شرکت می کنیم!
(مرموزه!)
پس منتظر خبر بعدی در این رابطه باشین!
بی بی سی پرشین
عکس هفته
عکسهای کنسرت آنتالیا coming soon!






همكاري كامران و هومن در پروژه ي مايكلي eMJey؟!
بيتا، مدير بخش انگليسي سايت eMJey در كاليفرنيا، روز جمعه 28 مرداد ماه در اولين اجراي زنده ي آلبوم "بيست" از كامران و هومن، كه در كلوپي در Orange County با شركت حدود چهارصد نفر برگزار ميشد، حضور يافت.

بيتا در بين اجراي آهنگها، پاكتي را كه حاوي عكسي از او در كنار مايكل جكسون بود، به هومن تحويل ميدهد.
"پاكت را بالا گرفتم تا هومن آن را از من تحويل بگيرد. او پرسيد كه آيا پاكت مال اوست. با تاييد من پاكت را گرفت و چند قدم عقب تر رفت و پاكت را باز كرد."
"هومن با ديدن اين عكس بسيار خوشحال شد و عكس را از داخل پاكت بيرون آورد و به تمام حضار نشان داد."
بيتا همچنين كامران و هومن را از پروژه ي جديد eMJey باخبر ساخته است. همكاري اين دو هنرمند جوان در اين پروژه ي مايكلي، ما را خوشحال خواهد كرد.
منبع: eMJey.com
راستی ملیکا جون المیرا جون چند دفعه به جای ما کامی و هومی رو ماچ کردین؟!؟!؟!؟!؟!![]()
امیدوارم کنسرت بهتون خوش گذشته باشه جاتون حسابی خالی بود![]()
توي راه عاشقي فرصت ترديدي نيست![]()
ميدوني تو قلب من نقطه ي تزويري نيست
گريه ي شبونه رو جز تو كه تسكيني نيست![]()
مثل اين شكسته دل هيچ دل غمگيني نيست![]()
تو چه ديدي كه بريدي تو ز هم پاشيدي
تو چه بيهوده ز من رنجيدي
به چه جرمي چه گناهي تو منو سوزوندي
غم عالم به دلم كوبوندي
به تو نفرين دل عاشق دل زار![]()
تو منو غرق خجالت كردي![]()
منه آزاده ي مغرور و ببين
تو چطور بنده ي عادت كردي
به تو نفرين دل عاشق دل زار
تو منو غرق خجالت كردي
منه آزاده ي مغرور و ببين
تو چطور بنده ي عادت كردي
تو چه ديدي كه بريدي تو ز هم پاشيدي
تو چه بيهوده ز من رنجيدي
به چه جرمي چه گناهي تو منو سوزوندي
غم عالم به دلم كوبوندي
توي راه عاشقي فرصت ترديدي نيست
ميدوني تو قلب من نقطه ي تزويري نيست
گريه ي شبونه رو جز تو كه تسكيني نيست![]()
مثل اين شكسته دل هيچ دل غمگيني نيست
تو چه ديدي كه بريدي تو ز هم پاشيدي
تو چه بيهوده ز من رنجيدي![]()
به چه جرمي چه گناهي تو منو سوزوندي
غم عالم به دلم كوبوندي
به تو نفرين دل عاشق دل زار
تو منو غرق خجالت كردي![]()
منه آزاده ي مغرور و ببين
تو چطور بنده ي عادت كردي
به تو نفرين دل عاشق دل زار![]()
تو منو غرق خجالت كردي
منه آزاده ي مغرور و ببين
تو چطور بنده ي عادت كردي
تو چه ديدي كه بريدي تو ز هم پاشيدي
تو چه بيهوده ز من رنجيدي![]()
به چه جرمي چه گناهي تو منو سوزوندي
غم عالم به دلم كوبوندي
به چه جرمي چه گناهي تو منو سوزوندي![]()
غم عالم به دلم كوبوندي
به چه جرمي چه گناهي تو منو سوزوندي
غم عالم به دلم كوبوندي![]()
(ابی)
امیر قاسمی : روی صحنه انرژی که به جود میارید چی می خورید که این انرژی رو به وجود
میارید ؟
هومن : بیشتر وقت ها حتی غذا هم نمی خوریم !
امیر قاسمی : مواد مخدر چی ؟
هومن : به هیچ وجه ! سیگار هم نمی کشیم !
کامران : از هیچ نوع مواد مخدر استفاده نمی کنیم !
امیر قاسمی : مشروب نمی خورید ؟
کامران : یه ذره ! اونم تولد شما باشه !
هومن : اون طوری نیست که بگیم بچه ها شیشه رو بریم بالا !
امیر قاسمی : می دونید مثلا طرفدارانتون وقتی شمارو روی صحنه می بینن می گن الان کامران و هومن
توپ توپن که اینجوری می زنن و می رقصن !
هومن : خوب ما با تلفن هم حرف می زنیم هی از این طرف اتاق می ریم اونطرف اتاق !
کامران : خوب بیشتر انرژی رو هم وطنان می دن و موسیقی ! مثلا یه آهنگ هست مثل منو ببخش
هومن نشسته پیانو می زنه و خیلی ریلکس ! اما یه آهنگ هم هست
مثل من تورو می خوام که انرژی زیادی به آدم می ده !
امیر قاسمی : قضیه ی این رقص مایکل جکسون از کجا اومده ؟
هومن : خوب ما از بچگی به مایکل جکسون خیلی علاقه داشتیم ! البته کل خانوادمون دوستش دارن !
امیر قاسمی : قضیه ی این بازو بندی که روی بازوتون می بندین چیه ؟ آدم فکر می کنه که از این
انتظامات ها هستید !
کامران : خوب اون علامت صلح که ما روی بازوهامون می بندیم !
امیر قاسمی : این رقصیدن روی صحنه و بالا و پایین پریدن ها همراه با خوندن سخته ؟
هومن : خیلی سخت تر از اینه که یه نفر همینجوری ایستاده یا نشسته می خونه ! مثل اینه که به یه
نفر بگن بدو و حالا بخون !
کامران : خوب اینا حساب شده هم هستن ونیاز به تمرین زیادی داره !
امیر قاسمی : تو خونه کی شیطون تره ؟
هومن : تقریبا نوبتی شیطون می شیم ! بعضی وقت ها من و بعضی وقت ها کامران ! اما اگه دوتایی با
هم شیطون بشیم که دیگه هیچی !
امیر قاسمی : اگه کسی خواهر شما رو ببینه و بعد بگه که این چقدر خشکله ناراحت می شین ؟
هومن : اگه بد بگه خوب هر کسی ناراحت می شه ! اما اگه همینجوری بگه این چقدر خشکله خوب
خوشحال هم می شم و می گم این خواهر منه !
در کل بستگی به نوع گفتنش داره !
امیر قاسمی : آشپزی تون چطوره ؟
هومن : خوبه !
امیر قاسمی : همه چیز بلدین درست کنین ؟
هومن : آره ! قورمه سبزی ! فسنجون !
کامران : مادرمون بیشتر اصرار کرد که ما یاد بگیریم که اگه یه روزی من نباشم شما بتونید یه چیزی برای
خودتون درست کنید !
امیر قاسمی : وقتی کامران آشپزی می کنی تو چی کار می کنی ؟
هومن : من می خورم ! ظرفارو می شورم !
امیر قاسمی : خونه رو خودتو بهش می رسین ؟
کامران : خوب آره ! اما این روزا پدرمون باهامون هست و کمکمون می کنه !
امیر قاسمی : این اخلاق رو دارید که مثلا لباسانتون رو پرت کنید رو تختتون و بعد برید ؟
کامران : آره ! خیلی وقتا این کار رو می کنیم !
امیر قاسمی : کی لباساشو بیشتر تا می کنه و آویزون می کنه ؟
کامران : هومن !
هومن : نه ! شاید یکی بیشتر از کامران !
امیر قاسمی : خوب می دونم که هر کدومتون یه دوست دختر دارید ! چون هر کسی تو زندگیش یه
عشقی داره ! اما حالا به فکر ازدواج هستید ؟
هومن : نه اصلا ! اما نه این که هیچ وقت ! فعلا اصلا تو فکرش نیستیم !
کامران : من تو فکرش هستم ! اما امشب که دیر شد !
امیر قاسمی : فکر می کنید که یه روزی یه زن رابطه شما رو به هم بزنه ؟
هومن : نه ! هیچ وقت !
امیر قاسمی : فکر می کنید که یه روزی هر کدومتون یه آلبوم جدا وارد بازار کنید ؟
کامران : اصلا تو فکرش نیستیم !
هومن : ما به هم نزدیکیم چون برادر و رفیقیم ! نه به خاطر این که خواننده ایم !
امیر قاسمی : دعواتون نمی شه ؟
هومن : نه ! اصلا !
امیر قاسمی : اختلاف سلیقه ندارید ؟
هومن : نه اصلا ! مثلا ما می ریم فروشگاه لباس بگیریم ! کامران می گه من از این لباس خوشم میاد !
من بهش می گم کامران این بهتره !
کامران هم می گه آره من دنباله همین بودم !
امیر قاسمی : حرف آخر رو کی می زنه ؟
کامران : منو هومن می دونیم که چقدر می دنیم و چقدر نمی دونیم ! به خاطر همین همیشه با هم
مشورت می کنیم و حرف آخر رو با هم میزنیم !
امیر قاسمی : سخنگو بیشتر کیه ؟
هومن : کامران ! اما اون چیزی رو می گه که با هم تصمیم گرفتیم که بگیم !
امیر قاسمی (با خنده) : پس تو بیشتر مرد عملی !
امیر قاسمی : بیشتر چه وقتی اضطراب دارید ؟
کامران : بیشتر یک دقیقه قبل از این که بریم روی صحنه ! مثلا ما کلی سفارش کردیم میریم رو صحنه
می بینیم میکروفون خرابه یا باطریش تموم شده یا می ترسیم نوازنده اونجایی که باید بزنهنزنه و ... ! به
خاطر همین تا بریم رو صحنه منو هومن مثل برف پاک کن ماشین هی می ریم اینور می ریم اونور ! اما
وقتی می ریم رو صحنه اضطرابمون تموم می شه ! اما اگه خدایی نکرده بازم مشکلی باشه همونطوری
دیگه ادامه می دیم !
امیر قاسمی : حرفی ندارید برای گفتن که گفته نشده باشه ؟
کامران : نه ! فقط بگم ما تا سال دیگه بیست تا کنسرت داریم و مردم می تون بیان و ما در اونجا در
خدمتشون هستیم و کوچیکشونیم ! اینجا جا داره از سعید صیام ، رامین زمانی عزیز که قبل از این که
بیایم تو گروه بلک کتز تو یه گروه دیگه بودیم به نام پرواز و از اونجا دیگه ما با هم یکی شدیم ! بعد تو گروه
بلک کتز آهنگ سوگند ، نسل عشق ، نرو نگو نمی شه ، لیلی و بگو منو کم داری را ساخت و توی
آلبوم بیست هم خیلی زحمت کشیدن ! و مریم حیدرزاده عزیز ! در واقع این تیمی که با ما بودن !
دوستای گلم ببخشید قسمت دوم دیر شد.![]()
از دوست گلم ثمین تشکر می کنم
این مصاحبه قسمت قسمت هست . این اولیشه.
www.kahoo-music.persianblog.com
عليرضا:خوش امديد به برنامه ی un-cut برنامه ای که سعی می کنه هر هفته چهره های محبوب شمارو در مقابل دوربين قرار بده و سوالاتی بکنيم که مدتهاست شما می خوايد ازشون بپرسيد و اونا شايد تا به حال به اين سوالات جواب نداده باشن ومهمانان اين هفته ی ما دو چهره ی محبوب-موفق و پر هياهو هستن:کامران و هومن
عليرضا:سلام خيلی خوشحالم که باهاتون صحبت می کنم.خيلی سخته تا حالا من با دو نفر هم زمان در اين برنامه صحبت نکرده بودم در اين حالت...
کامران:سلام.خيلی خوشحاليم که اينجا هستيم و باهات صحبت می کنيم ما برنامه ی شمارو تا اونجايی که بشه دنبال می کنيم و می دونم که تا حالا با دو نفر صحبت نکردی ولی ما دو برادر هستيم که قلبامون يکيه.
عليرضا:بسيار عالی.اول می ريم سراغ سوالايی که ۵۰-۶۰ بار حداقل جوابشو داديد.اسمتون-فاميليتون-بچه ی کجا هستيد-چه طور شد که وارد موسيقی شديد؟
کامران:من برادر بزرگتر هستم.اسمم کامرانه کامران جعفری-متولد ۲۵ نوامبر که ميشه ۴ اذر.
هومن:من هومن جعفری هستم بعضی ها ou می نويسن ولی من oo می نويسم
کامران:اگر لاتين بخواين بنويسی با دو تاo می شه.
عليرضا:مطمئنا يک واو داره
کامران و هومن:
کامران:دوتاييمون تهران به دنيا اومديم و افتخار می کنيم ايرانی هستيم.خونمون هم گيشا بود خيابونه سی و يکم که الان اسمش مثل اينکه عوض شده شده کوی نصر.
عليرضا:پلاک؟
کامران:پلاک يادم نيست من ۹ سالم بود و هومن ۶ سالش بود که از ايران اومديم بيرون و به کانادا رفتيم بزرگ شده ی کانادا هستيم شهر موتريال.۸ سال اون جا مقيم بوديم.،مدرسه رو زبان فرانسوی خونديم کالج هم فرانسوی رفتيم چون کانادا اون قسمتی که ما بوديم زبان اولشون فرانسويه،سال ۹۴ بود که کوچ کرديم به ونکوور کانادا که يکی از قشنگ ترين شهرهای دنياس.
عليرضا:(رو به هومن)ماه-سال؟
هومن:۲۳ نوامبر.چون تولد ما ۲۳ و ۲۵ بيشتر اوقات تولدمونو يکی می گرفتيم،دوستای من و کامران ميومدن.۲۴ نوامبد تولد می گرفتيم
عليرضا:اخلاقها شبيه هست؟
هومن:شبيه هست ولی...چه جوری بگم!
کامران:من خودم می تونم از طرف خودم بگم خودمو خيلی نزديک به داداشم می دونم اخلاقها رو دقت نکردم شايد چون مسئله ی بزرگی نبوده دقت نکردم.
عليرضا:نه...کلا اخلاقها شبيه هست يا نه؟به هم نزديکين از نظر اخلاق؟
کامران:خوب نه شايد ۹۸٪ شبيه هم باشيم ولی خوب از يک نظرهايی با هم فرق داريم هر کدوممون روح و جسم و اخلاق متفاوتی داريم ولی بسيار شبيه به هم هستيم.
عليرضا:چيتون با هم فرق داره؟
کامران:هومن قلب خيلی بزرگی داره
هومن:نه نه نه من اينو بگم که کامران قلبش خيلی بزرگه.
کامران:نه من می خواستم اينو بگم که....حالا نگين چون برادرن و اینا...نه...ولی داداش من جوريه که من واقعا افتخار می کنم که روی صحنه در کنارشم و خودمو می بينم و اين که خودمو می بينم چون از نظر سليقه بسيار شبيه هم هستيم و هومن انسان خوبيه قلب خوبی داره و اون نمره يکه توی قلب من و خود من ازش خيلی ممنونم واقعا می گم هر روز من ازش ياد می گيرم و اين خيلی نعمت بزرگيه که خدا به من داده.
عليرضا:کدوم سخت گيرتره؟
هومن:هر دومون ولی در فيلدهای مختلف.
عليرضا:خوب توی چه فيلدی؟تو توی چه فيلدی سخت گيری؟
هومن:مثلا ما داريم يه موزيک ويدئو می سازيم مثلامن حواسم نيست کامران می گه اينجا رو بايد عوض کنيم يا کامران حواسش نيست من می گم...
عليرضا:يعنی وسواسی هستيد؟
هومن:بله وسواسی هستيم خيلی.بعضی اوقات من يه چيزايی رو می بينم که کامران نمی بينه اون يه چيزايی رو می بينه که من نمی بينم.
عليرضا:خوب اين از نظر کاری بود.توی زندگی...مثلا امروز می خوايد بريد بيرون.توی يک خونه زندگی می کنيد ديگه درسته؟
هومن:بله دو تا سگ هم داريم
عليرضا:ok حالا مثلا امروز می خوايد بريد بيرون کی زودتر حاضر ميشه؟؟
کامران:سوال خوبيه. می دونيد اگه من زودتر جواب بدم يا هومن فکر کنم دو تامون يکی جواب بديم.من نمی تونم بدون هومن حاضر شم هومنم فکر نکنم بتونه بدونه من حاضر شه
هومن:موهای همديگه رو درست می کنيم.چون سخته من بلد نيستم سشوار بگيرم بکشم.
بعضی وقتها کامران زودتر اماده ميشه بيشتر وقتها من.
کامران:من فکر می کنم هومن زودتر اماده ميشه ولی وقتی برای رفتن روی صحنه باشه مکافات های خودشو داره يعنی اخرين کارايی که بايد انجام بديم به هم احتياج داريم مثل يک اينه.باهم از خونه ميايم بيرون ولی هومن زودتر اماده ميشه.
عليرضا:کدومتون بيشتر احساسی هستيد؟
هومن:دو تامون احساسی هستيم ولی فکر کنم کامران بيشتر.
کامران:(با خنده)منظورت ضعيف تره؟
هومن:نه ضعيف تر نيست.....
کامران:دو تامون احساسی هستيم ولی من فکر کنم من بعضی وقتا زيادی احساسيم.
عليرضا:چی اذيتت می کنه؟
کامران:هيچی.
عليرضا:يعنی هيچ چيزی نمی تونه تو رو اذيت کنه؟
کامران:چرا اذيتم می کنه ولی با يک نفس عميق و دعا ازش می گذرم.چرا ناراحتم می کنه هر روز صبح که تلويزيون رو روشن می کنم چيزايی می بينم که ناراحتم می کنه يا چيزايی می شنوم که قلبم می شکنه اينا هر روز هست ولی امروز که به اين سن رسيدم....حالا شايد اين حرفی که بزنم بگن برای ما شده بابابزرگ و شايد بگن تو توی اون سنی نيستی که اين فکرو بکنی ولی خوشحالم که امروز اين فکرو می کنم که بعضی وقتها ادم بايد نفس عميق بکشه و فکرشو مثبت کنه و دعا کنه برای شخصی که حتی اگر اشتباه کرده يا دلی شکسته فقط با يک دعا و نفس عميق.
عليرضا:(رو به هومن)خوب تو؟توام بابابزرگ هستی؟
هومن:ما هر دومون اين جوری هستيم.فقط من اين جوری نيستم.اگر پدرو مادرم زنگ بزنن خوشحال باشن اگر دوتاييمونم ناراحت باشيم اتوماتيک خوشحال ميشيم
عليرضا:وابستگی وجود داره؟؟
هومن:دقيقا.
عليرضا:کدوم بيشتر؟به پدر يا مادر؟
هومن:دو تاشون فرق دارن اخه
عليرضا:کدوم بيشتر؟کدوم بيشتر می گن کامران جون يا هومن جون قربون شکلتون...عزيزم...
کامران:(با خنده)دوتاشون
هومن:مامانم،بابام که البته ولی مامانم که زنگ می زنه مثلا من صدام خسته اس زود می گه چی شده؟سرما خوردی؟نگران می شه
کامران:هر دوشون ارزش دارن من و هومن افتخار می کنيم.همه ی پدر و مادرها گلن و ارزش دارن ولی من و هومن فرزندهايی هستيم که افتخار می کنيم بهشون و هر چيزی خواستيم بهمون دادن حتی بيشتر هم دادن.
عليرضا:کامران تو چند ساله داری می خونی درسته؟هومن تازه شروع کرده يعنی نسبت به تو کمتر روی صحنه بوده.چند وقت بعده کامران اومدی؟
هومن:۱۷ سالم بود که توی بلک کتس شروع کردم.
کامران:ولی يک سال و نيم يا دو سال قبل از اين هم در کانادا می خوند.
هومن:بيشتر انگليسی می خوندم.
کامران:فارسی هم که می خوند اگر برنامه ای بود که من در اون زمان در گروه پرواز بودم در اخر برنامه ميومد که همه ی هوش و حواس من و رامين به هومن بود.هومن می خوند اهنگای ما رو هم دوست داشت و می خوند ولی من هيچ وقت نديده بودم که هومن ئاقعا وايسه و بخونه.يک سال که يه مسابقه ی هنری در high school داشت که من رفتم ديدم و واقعا سورپرايز شدم.اين موضوع مال ۲ سال قبل از اينکه وارد بلک کتس بشيم بود.
عليرضا:خوب!الان با هم روی صحنه برنامه اجرا می کنيد.مطمئنا به عنوان دو تا برادر نيستيت روی stage به عنوانه دو تا پارتنريد درسته يا نه؟
کامران:من خودمو می بينم هومنو می بينم.
هومن:اره منم همون کامرانيو می بينم مه تو خونه باهاش حرف می زنم،می ريم بيرون
کامران:من حرف شما رو می فهمم ولی می خوام يه چيزی رو به شما بگم که برای من خيلی مسئله احساسيه،اومدن روی صحنه با برادرم...روزی که تصميم گرفتيم هومن باهامون باشه و من با هومن باشم يک خوشحاليه بزرگی که داشتم اين احساسه بزرگ بود که امريکايی ها بهش می گنtrust اعتماد يعنی می دونستم مه اگر خودمو از پشت بندازم دو تا دست هست که منو بگيره.اين مسئله روی stage ،چرا يک همراه می بينم هومنو ولی هومن هميشه هومن جعفری خون منه.
عليرضا:خوب روی stage با هميدهميشه اين اتفاق می افته که مثلا ۴ تا کتسرت پشت سر هم می ريدمردم داد بزنن کامران کامران يا هومن هومن چه احساسی به اون يکی دست ميده؟
کامران:من پز ميام.می گم داداشمو انقدر دوست دارن.
هومن:منم همين طور خوشحال ميشم.من وقتی روی stage می رم همون شوخی هايی رو می کنم يا کامران با من می کنه که تو خونه می کنيم توی گوشی.وقتی می گن کامران انگار اسم منو گفتن.
کامران:من يه چيزی بهتون بگمبارها خيلی اتفاقها افتاده که واقعا هومن بدون اينکه بخاد خودش من خيلی طبيعی فهميدم بيشتر از خودش هوای منو داره.
عليرضا:يعنی اصلا ناراحت نمی شيد؟
کامران:نه اصلا.هومن نشون ميده که چه قدر لذت می بره...
عليرضا:بالاخره احساسات ديگه کاريش نميشه کرد.وقتی میری خونه تو فکرت هست که من چی کار دارم می کنم که اسم اون يکيو بيشتر صدا می زنن يا بيشتر مورد توجه و اهميته.
کامران:نه فکر نکنم مسئله ای باشه برای ما.توی فکرم دنبالش می گردم می بينم اصلا نيست مطمئنم هومن هم همی طوره.
هومن:دقيقا.
عليرضا:خوانندگی بيشتر براتون مهمه يا برادر بودن؟
کامران و هومن:برادر بودن.
عليرضا:خوانندگی بيشتر براتون مهمه يا احساساته قلبتون؟
کامران:سوالتونو متوجه نمی شم.
عليرضا:يعنی با قلبتون بيشتر کار می کنيد يا حرفه تون؟؟حرفه تون بيشتر براتون مهمه يا مسائل احساسيتون؟مثلا يه دختر خانومی با شما يا شما اشنا ميشه می گه قربونه شکلت من دوست ندارم شما خوانندگی کنيد شما هم عاشقش بشی يگی اقا احساساته قلبی من غلبه می کنه بر خوانندگی.
کامران:من فکر می کنم دليل اينکه می خونيم احساسات قلبی منه.من کامرانو می گم...
عليرضا:کدوم مهمتره برات خوندنت يا قلبت؟
کامران:قلب بايد بزنه که زنده باشمقلب به من احساس داده که به طرف خوانندگی برم.قلب بوده،احساس بودهکه به من گفته کامران تو لذت می بری وقتی می خونی انگار عقربه های ساعت وای ميسه و بهشته.برای همين فکر می کنم اين دو نا چيزه که خيلی به هم وصله.
عليرضا:می تونه کسی اينو ازت بگيره؟
کامران:کسی که منو دوست داشته باشه...پدرم،مادرم،خواهرم و برادرم و دوستانم که منو دوست دارن می دونن که من و قلبم يکی هستيم و من فکر نکنم کسی که واقعا کسی رو دوست داشته باشه بخواد از قلبش جدا کنه و بايد خوشحاليه اون شخص رو بخواد.
عليرضا:شما هم همين طور؟
هومن:اون شخص اگه نخواد من بخونم پس يعنی اون اون جوری که من دوست دارمدوستم داشته باشه نداره
عليرضا:يعنی اگه عاشق کسی هم باشی بهت بگه نخون می گی good bye? مثلا بگه اقا يا من يا خوانندگی کدومو انتخاب می کنی؟
هومن:(با خنده)اخه برام پيش نيومده.
عليرضا:ok يکی از پر هياهو ترين قسمت زندگی کامران و هومن رفتن به بلک کتس و جدا شدن از اونه.مطمئنا شنيديد حرفهايی که درباره ی شما در همين برنامه شد اگر هم نديديد بهتون گفتن...چی شد که جدا شديد؟
کامران:اول می خوام درباره ی اين بگم که گفتيد شنيديد يا ديديد.من و هومن e-mail های زيادی گرفتيم همچنين تلفن ها و فکسهای زيادی گرفتيم.من برنامه رو خودم نديدمولی شنيدم از طرف دوستداران کامران و هومن که يه کمی دلشون شکسته بود نه از ما يک احساس منفی گرفته بودن از کسانی که حرفايی زده بودند که دل دوستداران کامران و هومن شکسته بود...
عليرضا:صحبت های شهبال؟چه حرفيش به نظر تو اشتباه بود؟
کامران:من نيومدم اينجا که....بيبينيد من و هومن دوست نداريم چيز منفی بگيم ولی می تونم دليل خيلی منطقی رو بهتون بگم که دليل دليل اين که کامران و هومن امروز در بلک کتس نيستن چيه!...اختلاف سليقه!دوست دارم به طور خلاصه اينو بگم چون مسئله ی حساسيه من و هومن جوری تربيت شديم که...می دونی همون جريان نفس عميق و دعاسمن فکر کنم با يه نفس عميق و دعا و يک لبخند بشه جواب خيلی مثبتی داد و خدايی نکرده دو تا جوون چيزی نگن که يک شخصيت ديگری رو پايين بيارن.اختلاف سليقه...
عليرضا:اختلاف سليقه از چه لحاظ؟
کامران: می تونه از خيلی لحاظها باشه... ولی من می تونم بگم اوليت دليلش اختلاف هنريه.شعر-اهنگ-تنظيم-موسيقی.من دوست دارم با اين جواب به قول معروف پرونده رو ببندم
عليرضا:خوب هومن مطمئنا اگر برنامه هم نديدی فن هاتون بهتون گفتن به نظر تو کدوم حرف شهبال اشتباه بود؟
کامران:من يه چيزيم بگم که حرف اقای شهبال عزيز چه درست بوده چه نبوده ايشون يک منطقی برای خودشون دارن و ما احترام می ذاريم به منطقی که برای خودشون دارن ولی تا چه حدی اين حرف درست بوده با نه من نمی خوام اونجا برم من به سوالاتی مه شما می پرسيد جواب ميدم.
عليرضا:ايا شهبال حرفی که زد درست بوده؟
کامران:کدوم حرفش؟
عليرضا:مثلا ای که من رفتم کامران و هومن رو انتخاب کردم و دعوت کردم به بلک کتس!
کامران و هومن:بله درسته
عليرضا:حرف ديگش اين که اهنگهايی که کامران و هومن می خونن ساخته و پرداخته ی منه و من بايد بابتش سهمی دريافت کنم و تا به امروز چيزی دريافت نکردم.
کامران:سوال اول اينکه:ايشون به ونکوور اومدن و ما رو دعوت کردن و اينجا بايد بگم که هم من و هم هومن در نار موسيقی بوديم.کامران می خواست به ونکوور بياد يه کمک رامين زمانی عزيز،به کمک ژاکلين عزيز،و به کمک ديويد بتساموی عزيز.هومن انگليسی می خوند فارسی خيلی کمتر می خوند و هميشه من و رامين که مثل برادر بزرگ ماست می گفتيم هروقت اين تصميم رو گرفت که بياد،بياد و اين که هومن به گروه اضافه شد پيشنهاد من و رامين بود و شهبال عزيز به ونکوور اومد منو که قبلا ديده بود صدامم شنيده بود،صدای من و هومنو با هم شنيد اهنگ نرو رو براش خوندی،و اين جوری نبوده که هومن يه گوشخ ی خونه بوده و يوهو تصميم گرفته ،نه هومن ويدئوهاش هست صداشم هست که انگليسی می خوند اين از سوال اول و سوال بعدی...
عليرضا:شهبال می گه اهنگايی که شما می خونيد مثلا اهنگ ملودی رو من واسه دخترم ساختم رو بچه ها می خونن هنوزم می خونن و از روش در امد دارن ولی من در امدی ندارم.
کامران:من دوست دارم يه چيزيو بگم که توی دلم هست حقيقت هم هستش که کسايی رو که ما باهاشون کار کرديم،گروه بلک کتس بوديم،اون زمان من و هومن اگر ملودی رو خونديم اگر اهنگ،ويدئو و شعری که در زمان کامران و هومن بوده و دوستان شنيدن به وسيله ی صدای کامران و هومن بوده ما فکر می کنيم که کار گروهی بوده ما فکر می کنيم که اگر روزها،ساعت ها تا ساعت ۴-۵ صبح کامران و هومن در استوديو بودن با ديويد عزيزروی يک صدای کک کک کک درام کار می کرديم روی ملودی ها کار می کرديم به کمک ديويد به کمک شهبال فکر می کنم سهمی داشته باشيم که اگر شما دوست عزيز صدای کامران و هومن و تصويرشون رو ديديد ايا سهم ما نيست که اگر سال ها با هم کار کرديم اگر ساعت ها با هم بوديم...فقط کامران و هومن و شهبال نبودن خيليه ديويد عزيز ۱۵ سال برای بلک کتس زحمت کشيد که من و هومن فقط ۴-۵ سالشه شاهد بوديم که چه کمک هايی چه اثرهايی اضافه کرد به اين اهنگا بنابراين اگر امروز من و هومن می ريم يه اهنگ می خونيم به نام دختر ايرونی يا ملودی،ملودی عزيز دختر نازنين شهبال،من فکر نمی کنم کار اشتباهی می کنيم که اگر سهمی داشتيم،سهم احساسی،سهم مالی که اصلا،شهبال زحمت کشيد ۸۰٪-۹۰٪ رو ساخته و من فکر می کنم اگر صدای من و هومن باعث شد شما اون اهنگو بشنويد و تصوير ما،حتی از نظر قانونی هم ما هيچ کار غير قانونی يا غير انسانی نمی کنيم اگر ما يه کار گروهی شروع کنيم هر کدوممون يک قسمتشو به عهده بگيريم فکر می کنم تا اخر عمر بايد حقشو داشته باشيم که اسمی ازش بياريم.
عليرضا:صحبت از اين بود که سهمی که بايد شهبال بگيره،اسمون باز شده و يه شخصی از اسمون افتاده داره در صد زيادی رو بر می داره که متعلق به شهبال شب پره اس که اهنگ ساز وproducer اين گروه هستش که اون شخص مطمئنا سعيد صيام هست.
هومن:سعيد صيام که ما عمو سعيد صداش می کنيم ان قدر قلب خوبی داره که هر کاری کرده فقط کمک کرده و هيچی برای خودش نداشته از احساسش،از وقتش گذاشته.حتی پول هم گذاشته که کمک کنه و هيچ چيزی برای خودش نداره.انقدر قلبش خوبه که دلم يه جوری می شکنه که بگن...سعيدو نمی شناسن که اين جوری می گن
کامران:علی جان من دوست دارم حرف هومنو تکميل کنم. اگر می بينيد من صحبت می کنم با اجازه ی هومنه چون من با هومن يه رابطه ای داريم که...
عليرضا:نداريد!
کامران:بله.ولی منو هومن که نداريم فکر می کنيم که ثروتمندترين...
عليرضا:نه ندار يعنی اينکه....
کامران:نه می دونم ندار هستيم يعنی خيلی با هم نداريم.ولی انسان وقتی ثروتمنده وقتی خوشبخته...من فکر می کنم خداوند کسايی رو دوره ما گذاشته،فرشته هايی رو گذاشته که ما به خاطر اونا الان اينجا هستيم.يکی از دلايلی که قلب من شکست به خاطر مصاحبه ای که ديديد اين بود که اين شخص که اسمون باز شده من بهش می گم فرشته.بله!اسمون يک شخصی رو اورد توی زندگی ما در وقتی که که من و هومن تصميم گرفتيم به خاطر اختلاف سليقه،نه پولی که بگيمok حالا اگه نريم موقعيت از دست ميره نه اصلا.ما در سخت تريت شرايط تصميم گرفتيم که ادامه نديم با گروه بلک کتس به خاطر اختلاف سليقه چون حق يک جسم و يک روح که توی اين دنيا هست اينه که انتخاب کنه مخصوصا در کار هنری اختلاف ما انسانها به غير از اينکه يکی کوتاه يکی بلند و يکی اقا يکی خانوم سبکمونه.اقای شهبال حقشه که ۴۰ ساله يک سبک رو داره نگه داره ولی ما هم حقمون هست دنبال چيزی که می خوايم بريم.
عليرضا:چند در صد شهبال در موفقيت شما نقش داشته؟
کامران:سوالتو جواب می دم ولی بذار اينو کامل کنم...من دارم ميرم همون جايی که اسمون پاره شد و بزرگترين تصميم رو گرفتيم و حاضر بوديم برگرديم به ونکوورچون اجازه ی کارمون رو در امريکا بلک کتس برامون گرفته بود برای همين ديگه نداشتيم و انتظار هم نداشتيم که بگن بفرماييد اجازه ی کار...نه خيليم ازش ممنونيم از شهبال عزيز هر قدمی که برای ما برداشته که بسيار قدم خوبی بود بلک کتس برای شروع کار ما.برای ما اجازه ی کار در بلک کتس گرفت که با دل و جون کار کرديم سربازهای خوبی بوديم.در سخت ترين مرحله ی زندگيمون تصميم گرفتيم دو تا برادر دست همو گرفتيم و گفتيم اين تصميمو می گيريم حتی شده دوباره به کانادا برگرديم و دوباره به امريکا برای احساسمون و با اقای سعيد صيام اشنا شديم اقای صيام بله برای ما نقش يک فرشته رو داره که اين که اسمون باز شده راست می گه ولی بعد از اون چيزی گفته اين که فرشته اس اقای صيام يک فرشته اس که اومد هيچ احتياجيم نداره شما خودتون اقای صيام رو می شناسد قبل از من و هومن باهاش اشنا شديد.
عليرضا:بله
عليرضا:خوش امديد به برنامه ی un-cut برنامه ای که سعی می کنه هر هفته چهره های محبوب شمارو در مقابل دوربين قرار بده و سوالاتی بکنيم که مدتهاست شما می خوايد ازشون بپرسيد و اونا شايد تا به حال به اين سوالات جواب نداده باشن ومهمانان اين هفته ی ما دو چهره ی محبوب-موفق و پر هياهو هستن:کامران و هومن
عليرضا:سلام خيلی خوشحالم که باهاتون صحبت می کنم.خيلی سخته تا حالا من با دو نفر هم زمان در اين برنامه صحبت نکرده بودم در اين حالت...
کامران:سلام.خيلی خوشحاليم که اينجا هستيم و باهات صحبت می کنيم ما برنامه ی شمارو تا اونجايی که بشه دنبال می کنيم و می دونم که تا حالا با دو نفر صحبت نکردی ولی ما دو برادر هستيم که قلبامون يکيه.
عليرضا:بسيار عالی.اول می ريم سراغ سوالايی که ۵۰-۶۰ بار حداقل جوابشو داديد.اسمتون-فاميليتون-بچه ی کجا هستيد-چه طور شد که وارد موسيقی شديد؟
کامران:من برادر بزرگتر هستم.اسمم کامرانه کامران جعفری-متولد ۲۵ نوامبر که ميشه ۴ اذر.
هومن:من هومن جعفری هستم بعضی ها ou می نويسن ولی من oo می نويسم
کامران:اگر لاتين بخواين بنويسی با دو تاo می شه.
عليرضا:مطمئنا يک واو داره
کامران و هومن:
کامران:دوتاييمون تهران به دنيا اومديم و افتخار می کنيم ايرانی هستيم.خونمون هم گيشا بود خيابونه سی و يکم که الان اسمش مثل اينکه عوض شده شده کوی نصر.
عليرضا:پلاک؟
کامران:پلاک يادم نيست من ۹ سالم بود و هومن ۶ سالش بود که از ايران اومديم بيرون و به کانادا رفتيم بزرگ شده ی کانادا هستيم شهر موتريال.۸ سال اون جا مقيم بوديم.،مدرسه رو زبان فرانسوی خونديم کالج هم فرانسوی رفتيم چون کانادا اون قسمتی که ما بوديم زبان اولشون فرانسويه،سال ۹۴ بود که کوچ کرديم به ونکوور کانادا که يکی از قشنگ ترين شهرهای دنياس.
عليرضا:(رو به هومن)ماه-سال؟
هومن:۲۳ نوامبر.چون تولد ما ۲۳ و ۲۵ بيشتر اوقات تولدمونو يکی می گرفتيم،دوستای من و کامران ميومدن.۲۴ نوامبد تولد می گرفتيم
عليرضا:اخلاقها شبيه هست؟
هومن:شبيه هست ولی...چه جوری بگم!
کامران:من خودم می تونم از طرف خودم بگم خودمو خيلی نزديک به داداشم می دونم اخلاقها رو دقت نکردم شايد چون مسئله ی بزرگی نبوده دقت نکردم.
عليرضا:نه...کلا اخلاقها شبيه هست يا نه؟به هم نزديکين از نظر اخلاق؟
کامران:خوب نه شايد ۹۸٪ شبيه هم باشيم ولی خوب از يک نظرهايی با هم فرق داريم هر کدوممون روح و جسم و اخلاق متفاوتی داريم ولی بسيار شبيه به هم هستيم.
عليرضا:چيتون با هم فرق داره؟
کامران:هومن قلب خيلی بزرگی داره
هومن:نه نه نه من اينو بگم که کامران قلبش خيلی بزرگه.
کامران:نه من می خواستم اينو بگم که....حالا نگين چون برادرن و اینا...نه...ولی داداش من جوريه که من واقعا افتخار می کنم که روی صحنه در کنارشم و خودمو می بينم و اين که خودمو می بينم چون از نظر سليقه بسيار شبيه هم هستيم و هومن انسان خوبيه قلب خوبی داره و اون نمره يکه توی قلب من و خود من ازش خيلی ممنونم واقعا می گم هر روز من ازش ياد می گيرم و اين خيلی نعمت بزرگيه که خدا به من داده.
عليرضا:کدوم سخت گيرتره؟
هومن:هر دومون ولی در فيلدهای مختلف.
عليرضا:خوب توی چه فيلدی؟تو توی چه فيلدی سخت گيری؟
هومن:مثلا ما داريم يه موزيک ويدئو می سازيم مثلامن حواسم نيست کامران می گه اينجا رو بايد عوض کنيم يا کامران حواسش نيست من می گم...
عليرضا:يعنی وسواسی هستيد؟
هومن:بله وسواسی هستيم خيلی.بعضی اوقات من يه چيزايی رو می بينم که کامران نمی بينه اون يه چيزايی رو می بينه که من نمی بينم.
عليرضا:خوب اين از نظر کاری بود.توی زندگی...مثلا امروز می خوايد بريد بيرون.توی يک خونه زندگی می کنيد ديگه درسته؟
هومن:بله دو تا سگ هم داريم
عليرضا:ok حالا مثلا امروز می خوايد بريد بيرون کی زودتر حاضر ميشه؟؟
کامران:سوال خوبيه. می دونيد اگه من زودتر جواب بدم يا هومن فکر کنم دو تامون يکی جواب بديم.من نمی تونم بدون هومن حاضر شم هومنم فکر نکنم بتونه بدونه من حاضر شه
هومن:موهای همديگه رو درست می کنيم.چون سخته من بلد نيستم سشوار بگيرم بکشم.
بعضی وقتها کامران زودتر اماده ميشه بيشتر وقتها من.
کامران:من فکر می کنم هومن زودتر اماده ميشه ولی وقتی برای رفتن روی صحنه باشه مکافات های خودشو داره يعنی اخرين کارايی که بايد انجام بديم به هم احتياج داريم مثل يک اينه.باهم از خونه ميايم بيرون ولی هومن زودتر اماده ميشه.
عليرضا:کدومتون بيشتر احساسی هستيد؟
هومن:دو تامون احساسی هستيم ولی فکر کنم کامران بيشتر.
کامران:(با خنده)منظورت ضعيف تره؟
هومن:نه ضعيف تر نيست.....
کامران:دو تامون احساسی هستيم ولی من فکر کنم من بعضی وقتا زيادی احساسيم.
عليرضا:چی اذيتت می کنه؟
کامران:هيچی.
عليرضا:يعنی هيچ چيزی نمی تونه تو رو اذيت کنه؟
کامران:چرا اذيتم می کنه ولی با يک نفس عميق و دعا ازش می گذرم.چرا ناراحتم می کنه هر روز صبح که تلويزيون رو روشن می کنم چيزايی می بينم که ناراحتم می کنه يا چيزايی می شنوم که قلبم می شکنه اينا هر روز هست ولی امروز که به اين سن رسيدم....حالا شايد اين حرفی که بزنم بگن برای ما شده بابابزرگ و شايد بگن تو توی اون سنی نيستی که اين فکرو بکنی ولی خوشحالم که امروز اين فکرو می کنم که بعضی وقتها ادم بايد نفس عميق بکشه و فکرشو مثبت کنه و دعا کنه برای شخصی که حتی اگر اشتباه کرده يا دلی شکسته فقط با يک دعا و نفس عميق.
عليرضا:(رو به هومن)خوب تو؟توام بابابزرگ هستی؟
هومن:ما هر دومون اين جوری هستيم.فقط من اين جوری نيستم.اگر پدرو مادرم زنگ بزنن خوشحال باشن اگر دوتاييمونم ناراحت باشيم اتوماتيک خوشحال ميشيم
عليرضا:وابستگی وجود داره؟؟
هومن:دقيقا.
عليرضا:کدوم بيشتر؟به پدر يا مادر؟
هومن:دو تاشون فرق دارن اخه
عليرضا:کدوم بيشتر؟کدوم بيشتر می گن کامران جون يا هومن جون قربون شکلتون...عزيزم...
کامران:(با خنده)دوتاشون
هومن:مامانم،بابام که البته ولی مامانم که زنگ می زنه مثلا من صدام خسته اس زود می گه چی شده؟سرما خوردی؟نگران می شه
کامران:هر دوشون ارزش دارن من و هومن افتخار می کنيم.همه ی پدر و مادرها گلن و ارزش دارن ولی من و هومن فرزندهايی هستيم که افتخار می کنيم بهشون و هر چيزی خواستيم بهمون دادن حتی بيشتر هم دادن.
عليرضا:کامران تو چند ساله داری می خونی درسته؟هومن تازه شروع کرده يعنی نسبت به تو کمتر روی صحنه بوده.چند وقت بعده کامران اومدی؟
هومن:۱۷ سالم بود که توی بلک کتس شروع کردم.
کامران:ولی يک سال و نيم يا دو سال قبل از اين هم در کانادا می خوند.
هومن:بيشتر انگليسی می خوندم.
کامران:فارسی هم که می خوند اگر برنامه ای بود که من در اون زمان در گروه پرواز بودم در اخر برنامه ميومد که همه ی هوش و حواس من و رامين به هومن بود.هومن می خوند اهنگای ما رو هم دوست داشت و می خوند ولی من هيچ وقت نديده بودم که هومن ئاقعا وايسه و بخونه.يک سال که يه مسابقه ی هنری در high school داشت که من رفتم ديدم و واقعا سورپرايز شدم.اين موضوع مال ۲ سال قبل از اينکه وارد بلک کتس بشيم بود.
عليرضا:خوب!الان با هم روی صحنه برنامه اجرا می کنيد.مطمئنا به عنوان دو تا برادر نيستيت روی stage به عنوانه دو تا پارتنريد درسته يا نه؟
کامران:من خودمو می بينم هومنو می بينم.
هومن:اره منم همون کامرانيو می بينم مه تو خونه باهاش حرف می زنم،می ريم بيرون
کامران:من حرف شما رو می فهمم ولی می خوام يه چيزی رو به شما بگم که برای من خيلی مسئله احساسيه،اومدن روی صحنه با برادرم...روزی که تصميم گرفتيم هومن باهامون باشه و من با هومن باشم يک خوشحاليه بزرگی که داشتم اين احساسه بزرگ بود که امريکايی ها بهش می گنtrust اعتماد يعنی می دونستم مه اگر خودمو از پشت بندازم دو تا دست هست که منو بگيره.اين مسئله روی stage ،چرا يک همراه می بينم هومنو ولی هومن هميشه هومن جعفری خون منه.
عليرضا:خوب روی stage با هميدهميشه اين اتفاق می افته که مثلا ۴ تا کتسرت پشت سر هم می ريدمردم داد بزنن کامران کامران يا هومن هومن چه احساسی به اون يکی دست ميده؟
کامران:من پز ميام.می گم داداشمو انقدر دوست دارن.
هومن:منم همين طور خوشحال ميشم.من وقتی روی stage می رم همون شوخی هايی رو می کنم يا کامران با من می کنه که تو خونه می کنيم توی گوشی.وقتی می گن کامران انگار اسم منو گفتن.
کامران:من يه چيزی بهتون بگمبارها خيلی اتفاقها افتاده که واقعا هومن بدون اينکه بخاد خودش من خيلی طبيعی فهميدم بيشتر از خودش هوای منو داره.
عليرضا:يعنی اصلا ناراحت نمی شيد؟
کامران:نه اصلا.هومن نشون ميده که چه قدر لذت می بره...
عليرضا:بالاخره احساسات ديگه کاريش نميشه کرد.وقتی میری خونه تو فکرت هست که من چی کار دارم می کنم که اسم اون يکيو بيشتر صدا می زنن يا بيشتر مورد توجه و اهميته.
کامران:نه فکر نکنم مسئله ای باشه برای ما.توی فکرم دنبالش می گردم می بينم اصلا نيست مطمئنم هومن هم همی طوره.
هومن:دقيقا.
عليرضا:خوانندگی بيشتر براتون مهمه يا برادر بودن؟
کامران و هومن:برادر بودن.
عليرضا:خوانندگی بيشتر براتون مهمه يا احساساته قلبتون؟
کامران:سوالتونو متوجه نمی شم.
عليرضا:يعنی با قلبتون بيشتر کار می کنيد يا حرفه تون؟؟حرفه تون بيشتر براتون مهمه يا مسائل احساسيتون؟مثلا يه دختر خانومی با شما يا شما اشنا ميشه می گه قربونه شکلت من دوست ندارم شما خوانندگی کنيد شما هم عاشقش بشی يگی اقا احساساته قلبی من غلبه می کنه بر خوانندگی.
کامران:من فکر می کنم دليل اينکه می خونيم احساسات قلبی منه.من کامرانو می گم...
عليرضا:کدوم مهمتره برات خوندنت يا قلبت؟
کامران:قلب بايد بزنه که زنده باشمقلب به من احساس داده که به طرف خوانندگی برم.قلب بوده،احساس بودهکه به من گفته کامران تو لذت می بری وقتی می خونی انگار عقربه های ساعت وای ميسه و بهشته.برای همين فکر می کنم اين دو نا چيزه که خيلی به هم وصله.
عليرضا:می تونه کسی اينو ازت بگيره؟
کامران:کسی که منو دوست داشته باشه...پدرم،مادرم،خواهرم و برادرم و دوستانم که منو دوست دارن می دونن که من و قلبم يکی هستيم و من فکر نکنم کسی که واقعا کسی رو دوست داشته باشه بخواد از قلبش جدا کنه و بايد خوشحاليه اون شخص رو بخواد.
عليرضا:شما هم همين طور؟
هومن:اون شخص اگه نخواد من بخونم پس يعنی اون اون جوری که من دوست دارمدوستم داشته باشه نداره
عليرضا:يعنی اگه عاشق کسی هم باشی بهت بگه نخون می گی good bye? مثلا بگه اقا يا من يا خوانندگی کدومو انتخاب می کنی؟
هومن:(با خنده)اخه برام پيش نيومده.
عليرضا:ok يکی از پر هياهو ترين قسمت زندگی کامران و هومن رفتن به بلک کتس و جدا شدن از اونه.مطمئنا شنيديد حرفهايی که درباره ی شما در همين برنامه شد اگر هم نديديد بهتون گفتن...چی شد که جدا شديد؟
کامران:اول می خوام درباره ی اين بگم که گفتيد شنيديد يا ديديد.من و هومن e-mail های زيادی گرفتيم همچنين تلفن ها و فکسهای زيادی گرفتيم.من برنامه رو خودم نديدمولی شنيدم از طرف دوستداران کامران و هومن که يه کمی دلشون شکسته بود نه از ما يک احساس منفی گرفته بودن از کسانی که حرفايی زده بودند که دل دوستداران کامران و هومن شکسته بود...
عليرضا:صحبت های شهبال؟چه حرفيش به نظر تو اشتباه بود؟
کامران:من نيومدم اينجا که....بيبينيد من و هومن دوست نداريم چيز منفی بگيم ولی می تونم دليل خيلی منطقی رو بهتون بگم که دليل دليل اين که کامران و هومن امروز در بلک کتس نيستن چيه!...اختلاف سليقه!دوست دارم به طور خلاصه اينو بگم چون مسئله ی حساسيه من و هومن جوری تربيت شديم که...می دونی همون جريان نفس عميق و دعاسمن فکر کنم با يه نفس عميق و دعا و يک لبخند بشه جواب خيلی مثبتی داد و خدايی نکرده دو تا جوون چيزی نگن که يک شخصيت ديگری رو پايين بيارن.اختلاف سليقه...
عليرضا:اختلاف سليقه از چه لحاظ؟
کامران: می تونه از خيلی لحاظها باشه... ولی من می تونم بگم اوليت دليلش اختلاف هنريه.شعر-اهنگ-تنظيم-موسيقی.من دوست دارم با اين جواب به قول معروف پرونده رو ببندم
عليرضا:خوب هومن مطمئنا اگر برنامه هم نديدی فن هاتون بهتون گفتن به نظر تو کدوم حرف شهبال اشتباه بود؟
کامران:من يه چيزيم بگم که حرف اقای شهبال عزيز چه درست بوده چه نبوده ايشون يک منطقی برای خودشون دارن و ما احترام می ذاريم به منطقی که برای خودشون دارن ولی تا چه حدی اين حرف درست بوده با نه من نمی خوام اونجا برم من به سوالاتی مه شما می پرسيد جواب ميدم.
عليرضا:ايا شهبال حرفی که زد درست بوده؟
کامران:کدوم حرفش؟
عليرضا:مثلا ای که من رفتم کامران و هومن رو انتخاب کردم و دعوت کردم به بلک کتس!
کامران و هومن:بله درسته
عليرضا:حرف ديگش اين که اهنگهايی که کامران و هومن می خونن ساخته و پرداخته ی منه و من بايد بابتش سهمی دريافت کنم و تا به امروز چيزی دريافت نکردم.
کامران:سوال اول اينکه:ايشون به ونکوور اومدن و ما رو دعوت کردن و اينجا بايد بگم که هم من و هم هومن در نار موسيقی بوديم.کامران می خواست به ونکوور بياد يه کمک رامين زمانی عزيز،به کمک ژاکلين عزيز،و به کمک ديويد بتساموی عزيز.هومن انگليسی می خوند فارسی خيلی کمتر می خوند و هميشه من و رامين که مثل برادر بزرگ ماست می گفتيم هروقت اين تصميم رو گرفت که بياد،بياد و اين که هومن به گروه اضافه شد پيشنهاد من و رامين بود و شهبال عزيز به ونکوور اومد منو که قبلا ديده بود صدامم شنيده بود،صدای من و هومنو با هم شنيد اهنگ نرو رو براش خوندی،و اين جوری نبوده که هومن يه گوشخ ی خونه بوده و يوهو تصميم گرفته ،نه هومن ويدئوهاش هست صداشم هست که انگليسی می خوند اين از سوال اول و سوال بعدی...
عليرضا:شهبال می گه اهنگايی که شما می خونيد مثلا اهنگ ملودی رو من واسه دخترم ساختم رو بچه ها می خونن هنوزم می خونن و از روش در امد دارن ولی من در امدی ندارم.
کامران:من دوست دارم يه چيزيو بگم که توی دلم هست حقيقت هم هستش که کسايی رو که ما باهاشون کار کرديم،گروه بلک کتس بوديم،اون زمان من و هومن اگر ملودی رو خونديم اگر اهنگ،ويدئو و شعری که در زمان کامران و هومن بوده و دوستان شنيدن به وسيله ی صدای کامران و هومن بوده ما فکر می کنيم که کار گروهی بوده ما فکر می کنيم که اگر روزها،ساعت ها تا ساعت ۴-۵ صبح کامران و هومن در استوديو بودن با ديويد عزيزروی يک صدای کک کک کک درام کار می کرديم روی ملودی ها کار می کرديم به کمک ديويد به کمک شهبال فکر می کنم سهمی داشته باشيم که اگر شما دوست عزيز صدای کامران و هومن و تصويرشون رو ديديد ايا سهم ما نيست که اگر سال ها با هم کار کرديم اگر ساعت ها با هم بوديم...فقط کامران و هومن و شهبال نبودن خيليه ديويد عزيز ۱۵ سال برای بلک کتس زحمت کشيد که من و هومن فقط ۴-۵ سالشه شاهد بوديم که چه کمک هايی چه اثرهايی اضافه کرد به اين اهنگا بنابراين اگر امروز من و هومن می ريم يه اهنگ می خونيم به نام دختر ايرونی يا ملودی،ملودی عزيز دختر نازنين شهبال،من فکر نمی کنم کار اشتباهی می کنيم که اگر سهمی داشتيم،سهم احساسی،سهم مالی که اصلا،شهبال زحمت کشيد ۸۰٪-۹۰٪ رو ساخته و من فکر می کنم اگر صدای من و هومن باعث شد شما اون اهنگو بشنويد و تصوير ما،حتی از نظر قانونی هم ما هيچ کار غير قانونی يا غير انسانی نمی کنيم اگر ما يه کار گروهی شروع کنيم هر کدوممون يک قسمتشو به عهده بگيريم فکر می کنم تا اخر عمر بايد حقشو داشته باشيم که اسمی ازش بياريم.
عليرضا:صحبت از اين بود که سهمی که بايد شهبال بگيره،اسمون باز شده و يه شخصی از اسمون افتاده داره در صد زيادی رو بر می داره که متعلق به شهبال شب پره اس که اهنگ ساز وproducer اين گروه هستش که اون شخص مطمئنا سعيد صيام هست.
هومن:سعيد صيام که ما عمو سعيد صداش می کنيم ان قدر قلب خوبی داره که هر کاری کرده فقط کمک کرده و هيچی برای خودش نداشته از احساسش،از وقتش گذاشته.حتی پول هم گذاشته که کمک کنه و هيچ چيزی برای خودش نداره.انقدر قلبش خوبه که دلم يه جوری می شکنه که بگن...سعيدو نمی شناسن که اين جوری می گن
کامران:علی جان من دوست دارم حرف هومنو تکميل کنم. اگر می بينيد من صحبت می کنم با اجازه ی هومنه چون من با هومن يه رابطه ای داريم که...
عليرضا:نداريد!
کامران:بله.ولی منو هومن که نداريم فکر می کنيم که ثروتمندترين...
عليرضا:نه ندار يعنی اينکه....
کامران:نه می دونم ندار هستيم يعنی خيلی با هم نداريم.ولی انسان وقتی ثروتمنده وقتی خوشبخته...من فکر می کنم خداوند کسايی رو دوره ما گذاشته،فرشته هايی رو گذاشته که ما به خاطر اونا الان اينجا هستيم.يکی از دلايلی که قلب من شکست به خاطر مصاحبه ای که ديديد اين بود که اين شخص که اسمون باز شده من بهش می گم فرشته.بله!اسمون يک شخصی رو اورد توی زندگی ما در وقتی که که من و هومن تصميم گرفتيم به خاطر اختلاف سليقه،نه پولی که بگيمok حالا اگه نريم موقعيت از دست ميره نه اصلا.ما در سخت تريت شرايط تصميم گرفتيم که ادامه نديم با گروه بلک کتس به خاطر اختلاف سليقه چون حق يک جسم و يک روح که توی اين دنيا هست اينه که انتخاب کنه مخصوصا در کار هنری اختلاف ما انسانها به غير از اينکه يکی کوتاه يکی بلند و يکی اقا يکی خانوم سبکمونه.اقای شهبال حقشه که ۴۰ ساله يک سبک رو داره نگه داره ولی ما هم حقمون هست دنبال چيزی که می خوايم بريم.
عليرضا:چند در صد شهبال در موفقيت شما نقش داشته؟
کامران:سوالتو جواب می دم ولی بذار اينو کامل کنم...من دارم ميرم همون جايی که اسمون پاره شد و بزرگترين تصميم رو گرفتيم و حاضر بوديم برگرديم به ونکوورچون اجازه ی کارمون رو در امريکا بلک کتس برامون گرفته بود برای همين ديگه نداشتيم و انتظار هم نداشتيم که بگن بفرماييد اجازه ی کار...نه خيليم ازش ممنونيم از شهبال عزيز هر قدمی که برای ما برداشته که بسيار قدم خوبی بود بلک کتس برای شروع کار ما.برای ما اجازه ی کار در بلک کتس گرفت که با دل و جون کار کرديم سربازهای خوبی بوديم.در سخت ترين مرحله ی زندگيمون تصميم گرفتيم دو تا برادر دست همو گرفتيم و گفتيم اين تصميمو می گيريم حتی شده دوباره به کانادا برگرديم و دوباره به امريکا برای احساسمون و با اقای سعيد صيام اشنا شديم اقای صيام بله برای ما نقش يک فرشته رو داره که اين که اسمون باز شده راست می گه ولی بعد از اون چيزی گفته اين که فرشته اس اقای صيام يک فرشته اس که اومد هيچ احتياجيم نداره شما خودتون اقای صيام رو می شناسد قبل از من و هومن باهاش اشنا شديد.
عليرضا:بله
امیدوارم سلامت باشید.
موزیک ویدیو ی (فدای سرت)رو حدود ۴۰ روز دیگه می تونید از ماهواره بینید.نمی دونم از چه شبکه ای.
در ضمن ملیکا و المیرا جون امیدوارم سفر خوبی داشته باشید و سلام گرم و آتیشی منو به کامرانو و هومن گل برسونید.![]()
|
|
|
|
اگه باز نشد برین این سایت:
http://www.bezanberim.com/photo/showphoto.php?photo=1400&sort=2&size=medium&cat=all&page=1
در ضمن شروین جون من قهر نکردم.بعضی وقتا با شعر بهتر می شه حرف زد.![]()
فکر کنم تو هم با من موافقی![]()
کامران هومن خیلی دوستون دارم![]()
تو مهي مثل حقيقت مهربوني مث رويا
چه قدر تازه و پاكي مث ياساي تو باغچه
مث اون ديوان حافظ كه نشسته لب طاقچه
تو مث اون گل سرخي كه گذاشتم لاي دفتر
مث اون حرفي كه ناگفته مي مونه دم آخر
تو مث بارون عشقي روي تنهايي شاعر
تو همون آبي كه رسمه بريزن پشت مسافر
مث برق دو تا چشمي توي يك قاب شكسته
مث پرواز واسه قلبي كه يكي بالاشو بسته
مث اون مهمون خوبي كه ميآد آخر هفته
مث اون حرفي كه از ياد دل و پنجره رفته
مث پاييزي وليكن پري از گل هاي پونه
مث اون قولي كه دادي گفتي يادش نمي مونه
تو مث چشمه آبي واسه تشنه تو بيابون
تو مث يه آشنا تو غربت واسه يه عاشق مجنون
تو مث يه سرپناهي واسه عابر غريبه
مث چشماي قشنگي كه تو حسرت يه سيبه
چشمه ي چشماي نازت مث اشك من زلاله
مث زندگي رو ابرا بودنت با من محاله
يك روزي بيا تو خوابم بشو شكل يك ستاره
توي خواب دختري كه هيچ كس و جز تو نداره
تو يه عمر مي درخشي تو يه قاب عكس خالي
اما من چشمام رو دوختم به گلاي سرخ قالي
تو مث بادبادك من كه يه روز رفت پيش ابرا
بي خبر رفتي و خواستي بمونم تنهاي تنها
تو مث دفتر مشقم پر خطاي عجيبي
مث شاگرداي اول كمي مغرور و نجيبي
دل تو يه آسمونه دل تنگ من زميني
مي دونم عوض نمي شي تو خودت گفتي هميني
تو مث اون كسي هستي كه ميره واسه هميشه
التماسش مي كني كه بمون اون ميگشه نميشه
مث يه تولدي تو مث تقدير مث قسمت
مث الماسي كه هيچ كس واسه اون نذاشته قيمت
مث نذر بچه هايي مث التماس گلدون
مث ابتداي راهي مث آينه مث شمعدون
مث قصه هاي زيبا پري از خواباي رنگي
حيفه كه پيشم نمونن چشاي به اين قشنگي
پر نازي مث ليلي پر شعري مث نيما
ديدن تو رنگ مهره رفتن تو رنگ يلدا
بيا مثل اون كسي شو كه يه شب قصد سفر كرد
ديد يارش داره ميميره موند ش و صرف نظر كرد
مریم حیدرزاده
کامران و هومن![]()
تو هم اي دل ز من گم شو كه آن دلدار مي آيد
نگويم يار را شادي كه از شادي گذشتست او
مرا از فرط عشق او ز شادي عار مي آيد
مسلمانان ، مسلمانان ، مسلماني ز سر گيريد
كه كفر از شرم يار من مسلمان وار مي آيد
چه نور است اين چه تابست اين چه ماه و آفتاب است اين
مگر آن يار خلوت جو ز كوه و غار مي آيد
در و ديوار اين سينه همي دَرَّد ز انبوهي
علمهاتان نگون گردد كه آن بسيار مي آيد
غلط گفتم ، غلط گفتم كه اين اوراق شعر من
ز شرم آن پريچهره به استغفار مي آيد

پر واژه هاي تازه
دفتر خواهش قلبم
واسه خوندن تو بازه
منم اون راه نرفته
جاي پايي رو تنم نيست
اول جاده عشقم
پيش پاي تو درازه
تو رسيدي و شنيدم
رو تنم صداي پاتو
پر گرفتي و گرفتم
همه جا سراغ جاتو
با سه حرف عاشقونه
تو به من دادي نشونه
از يه لحضه با تو بودن
تا دل و هزار بهوونه
سر نخ عشق تو بس بود
واسه رفتن تا ستاره
منو آسموني كردي
با سر انگشت اشاره
شاعر:اشکان رحیمی
تقدیم به دو صدای ماندگار نسل امروز![]()
نمره ي بيست كلاسو نمي خوام
من فقط واسه چش تو جون مي دم
عاشقاي بي حواسو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونارو نمي خوام
نفسم تويي هوارو نمي خوام
عشق رو نقطه ي جوشو نمي خوام
دوره گرد گل فروشو نمي خوام
اوني كه چشاش به رنگ عسله
مجنون خونه به دوشو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونارو نمي خوام
نفسم تويي هوارو نمي خوام
من كسي با قد رعنا نمي خوام
چشاي درشت و گيرا نمي خوام
دوس دارم قايق سواري رو ، ولي
جز تو از هيچ كسي دريا نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوارو نمي خوام
موهاي خيلي پريشون نمي خوام
آدم زيادي مجنون نمي خوام
مي دوني چشم منو گرفتي و
جز تو هيچي از خدامون نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
چشم شرقي سياهو نمي خوام
صورتاي مثل ماهو نمي خوام
آخه وقتي تو تو فكر من باشي
حق دارم بگم گناهو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
حرفاي نقره اي رنگ رو نمي خوام
او دو تا چشم قشنگو نمي خوام
حتي اون كه بلده شكار كنه
صاحب تير و تفنگو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
شعراي ساده و تازه نمي خوام
اونكه مي گه اهل سازه نمي خوام
من دلم مي خواد تو رو داشته باشم
واسه ي اينم اجازه نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
سفر دور جهانو نمي خوام
رنگاي رنگين كمانو نمي خوام
لحظه و ساعت عمر من تويي
تو كه نيستي من زمانو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
فالاي جور واجور رو نمي خوام
نامه هاي راه دور و نمي خوام
واسه چي برم ستاره بچينم
ماه من تويي كه نور و نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
آذر و خرداد و تير نمي خوام
آدماي سر به زير نمي خوام
من خودم تو چشم تو زندونيم
حق دارم بگم ، اسيرو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
حرف خيلي عاشقونه نمي خوام
دل رسوا و ديوونه نمي خوام
يا تو ، يا هيچكس ديگه به خدا
خدا هم خودش مي دونه ،نمي خوام
خرداد و اردي بهشت و نمي خوام
بي تو من اين سرنوشتو نمي خوام
يكي پرسيد اگه آخرش نشه
حتي اين خيال زشتو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
بي تو چيزي از اين عالم نمي خوام
تو فرشته اي من آدم نمي خوام
مي دوني خيلي زيادي واسه من
هميشه عادتمه ،كم نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
من و باش شعر و نوشتم واسه كي
تويي كه گفتي شما رو نمي خوام
تقدیم به کامران و هومن عزیز![]()
شاعر:مریم حیدرزاده![]()
توضیحی در مورد خبر پارتی ای برای کامران و هومن :![]()
یکی از دوستان عزیز گفتن که به خاطر عکسای من (!!!) کامپیوتر شون ویروسی شده و هرچی دلشون خواسته به من گفتن:![]()
۱-تمامی این خبر عکساش و همه چیزش کپی شده از سایتmystery4 (می شناسیش که؟؟) هست و من هیچ دستی درش نبردم.باور ندارید برید سایتش قسمت نیوز.
۲-به این دوست عزیزم
تبریک می گم تونستن اعصاب منو حسابی خردش کنن طوری که تا نیم ساعت بعد از خوندن نظرشون داشتم می لرزیدم!!!!
۳-حالا با همه ی کسانی ام که میان تو این وبلاگ می گم:
بدون رودرواسی می گم من این وبلاگ و حذف کنم راحت می شین ؟؟به جان خودم تو عمرم انقدر فحش نخورده بودم که تو این وبلاگ بهم دادین.اول سر بیوگرافی بعد کامران و شقایق بعدش هم سر این پارتیه!!!این دوست عزیز هم که حسابی منو خجالت دادن از مادرم شروع کردن به عمه م ختم کردن!!!
حالا شما به من راستشو بگین چون تا قبل از درست شدن کامپیوتر این دوست خوب باید خساب کار دستم بیاد!چون قسم خوردن وبلاگم رو داغون کنن!!!) نظر یادتون نره![]()
FRIDAY AUGUST 19th
Kamran and Hooman's Album Release Party
Bellagio, Garden Grove
Kamran and Hooman Performing Live!
Bellagio
12361 Champan Ave., Garden Grove
(corner of Harbor and Chapman Ave.)
For directions, click here.
Sounds by:
Michael Soltani (Stilo Productions)
Armin
DJ Ka$h
Doors Open: 8pm
Table Reservations and info line: 714-703-1111
۱-این مطلب پایین که هست.خوب؟راستش سرش خیلی ناراحت شدم.می دونین چرا؟آخه همه نوشتین که نمی تونین عکس کامران رو ببینید تا گردنبندش رو ببینید.در حالی که عنوان مطلب من هووووومن است.پس نتیجه گرفته می شه که شما اصلا به چیزایی که من می نویسم اصلا توجه نمی کنید.
۲-خوب حالا می ریم سر اصل مطلب:
کامران و هومن ۴ شنبه هفته ی دیگه در tapesh با امیر قاسمی مصاحبه دارن فکر کنم ساعت۲۰:۳۰
شب.ببینین(به وقت ایران)۲۶ مرداد
امیدوارم حالتون خوب باشه.البته نمی دونم نامزدن یا نه.امیدوارم لذت ببرین
(عکسای پایین و میگم)



July 3rd, 2005
منبع:mystery4
تا حالا فکرش رو کردین چه خوب می شه نظر بدین؟
نظر هم بدین لطفا![]()
((اگه بعضی از عکسا باز نشد روش رایت کلیک کند و شو پیکچر را بزنید))
(ریفرش هم کمکتون می کنه)
خدا کنه باز شن![]()

کامران

هومن

هومن

کامران
اگه بعضی از عکسا باز نشد روش رایت کلیک کند و شو پیکچر را بزنید
نظر نمی دین؟؟؟ خیلی نامردین![]()





بابا جون هرکی دوست دارین نظر هم بدین!!!!!!!!!!
در ضمن باید از الهام و شرمین عزیز که اشتباهم رو به من گفتن تشکر کنم.
کامران متولد:۱۹۷۶
هومن متولد:۱۹۸۰
WATCH VIDEO
(Requires Windows Media Player 10+ and High Speed Connection)
The third video from Kamran and Hooman's best selling album, "20" is taking the world by storm - and now, you can watch it, in full, at our partner site, Avang.com.
See what everyone is talking about
در ضمن باید بگم تا اونجا که من می دونم (تکرار میکنم تا اونجا که من می دونم)کامران و شقایق با هم نامزدن و قراره شهریور با هم ازدواج کنּ. انشاالله خوشبخت شن![]()

































از اینجا گوش کنید









































